clamming

[ایالات متحده]/ˈklæmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل حفر برای صدف در ساحل

عبارات و ترکیب‌ها

clamming season

فصل صدف‌گیری

clamming trip

سفر صدف‌گیری

clamming gear

تجهیزات صدف‌گیری

clamming license

گواهی صدف‌گیری

clamming area

منطقه صدف‌گیری

clamming techniques

تکنیک‌های صدف‌گیری

clamming guide

راهنمای صدف‌گیری

clamming rules

قوانین صدف‌گیری

clamming events

رویدادهای صدف‌گیری

clamming festival

جشنواره صدف‌گیری

جملات نمونه

clamming is a popular activity along the coast.

جمع آوری صدف دریایی یک فعالیت محبوب در امتداد ساحل است.

we spent the day clamming at the beach.

ما یک روز را در ساحل جمع آوری صدف دریایی گذراندیم.

clamming requires a special license in some areas.

جمع آوری صدف دریایی در برخی مناطق به گواهینامه خاصی نیاز دارد.

she enjoys clamming with her friends every summer.

او از جمع آوری صدف دریایی با دوستانش هر تابستان لذت می برد.

clamming can be a relaxing way to spend the afternoon.

جمع آوری صدف دریایی می تواند راهی آرام برای گذراندن بعد از ظهر باشد.

we found plenty of clams while clamming yesterday.

ما دیروز در حالی که صدف دریایی جمع می کردیم، صدف های زیادی پیدا کردیم.

clamming gear is essential for a successful trip.

تجهیزات جمع آوری صدف دریایی برای یک سفر موفق ضروری است.

he taught me the best techniques for clamming.

او بهترین تکنیک ها را برای جمع آوری صدف دریایی به من یاد داد.

after clamming, we cooked a delicious seafood feast.

بعد از جمع آوری صدف دریایی، یک جشن غذاهای دریایی خوشمزه درست کردیم.

clamming is not just about catching clams; it's about enjoying nature.

جمع آوری صدف دریایی فقط در مورد گرفتن صدف نیست؛ در مورد لذت بردن از طبیعت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید