shucking

[ایالات متحده]/ˈʃʌkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃʌkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل برداشتن پوشش خارجی چیزی؛ برداشت کردن پوسته یا صدف از محصولات کشاورزی یا غذاهای دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

shucking corn

کنده کردن ذرت

shucking oysters

کنده کردن صدف

shucking clams

کنده کردن خرچنگ

shucking peas

کنده کردن نخود فرنگی

shucking shellfish

کنده کردن صدف‌داران

shucking beans

کنده کردن لوبیا

shucking seeds

کنده کردن دانه‌ها

shucking fruit

کنده کردن میوه

shucking vegetables

کنده کردن سبزیجات

shucking garlic

کنده کردن سیر

جملات نمونه

shucking oysters can be a fun activity at a seafood party.

می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده در یک مهمانی غذاهای دریایی باشد.

he spent the afternoon shucking corn for the family barbecue.

او بعد از ظهر را مشغول پوست کندن ذرت برای باربکیوی خانوادگی کرد.

shucking clams requires a bit of practice to do it safely.

پوست کندن صدف‌ها نیاز به کمی تمرین برای انجام آن به طور ایمن دارد.

she enjoys shucking peas straight from the garden.

او از پوست کندن نخود فرنگی مستقیماً از باغ لذت می‌برد.

shucking shrimp is a necessary step before cooking them.

پوست کندن میگو یک مرحله ضروری قبل از پخت آنها است.

they organized a contest for shucking the most oysters in one minute.

آنها مسابقه‌ای برای پوست کندن بیشترین صدف‌ها در یک دقیقه برگزار کردند.

shucking the corn was a task everyone enjoyed doing together.

پوست کندن ذرت کاری بود که همه از انجام آن با هم لذت بردند.

he learned the art of shucking from his grandfather.

او هنر پوست کندن را از پدربزرگش یاد گرفت.

shucking can be messy, so it's best to do it outdoors.

پوست کندن می‌تواند کثیف باشد، بنابراین بهتر است آن را در فضای باز انجام دهید.

she watched a tutorial on shucking techniques before starting.

او قبل از شروع، آموزش‌هایی در مورد تکنیک‌های پوست کندن تماشا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید