classist

[ایالات متحده]/ˈklæsɪst/
[بریتانیا]/ˈklæsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بر اساس طبقه اجتماعی تبعیض قائل می‌شود
adj. مربوط به یا مشخصه تبعیض طبقاتی

عبارات و ترکیب‌ها

classist attitudes

نگرش‌های طبقاتی

classist remarks

اظهارات طبقاتی

classist policies

سیاست‌های طبقاتی

classist behavior

رفتار طبقاتی

classist beliefs

باورهای طبقاتی

classist society

جامعه طبقاتی

classist language

زبان طبقاتی

classist culture

فرهنگ طبقاتی

classist stereotypes

کلیشه‌های طبقاتی

classist dynamics

پویایی‌های طبقاتی

جملات نمونه

his classist attitudes alienated many of his friends.

نگاه طبقاتی او باعث بیگانگی بسیاری از دوستانش شد.

she criticized the classist nature of the education system.

او از ماهیت طبقاتی سیستم آموزشی انتقاد کرد.

classist stereotypes can be harmful to society.

کلیشه‌های طبقاتی می‌توانند برای جامعه مضر باشند.

they launched a campaign against classist discrimination.

آنها یک کمپین علیه تبعیض طبقاتی راه انداختند.

his classist remarks revealed his true beliefs.

اظهارات طبقاتی او اعتقادات واقعی او را نشان داد.

many people are unaware of their classist biases.

بسیاری از مردم از تعصبات طبقاتی خود آگاه نیستند.

classist behavior can perpetuate social inequalities.

رفتار طبقاتی می‌تواند نابرابری‌های اجتماعی را تداوم بخشد.

the novel explores classist themes throughout its narrative.

رمان مضامین طبقاتی را در سراسر روایت خود بررسی می‌کند.

activists are working to dismantle classist structures.

فعال‌ها در تلاش برای از بین بردن ساختارهای طبقاتی هستند.

her classist comments about the poor were shocking.

اظهارات طبقاتی او در مورد فقرا شوکه‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید