claustrum

[ایالات متحده]/ˈklɔːstrəm/
[بریتانیا]/ˈklɔːstrəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از مغز که در پردازش حسی درگیر است؛ ساختار آناتومیکی در مغز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

claustrum function

عملکرد قشر دوجداری

claustrum activity

فعالیت قشر دوجداری

claustrum role

نقش قشر دوجداری

claustrum connections

اتصالات قشر دوجداری

claustrum structure

ساختار قشر دوجداری

claustrum region

ناحیه‌ی قشر دوجداری

claustrum pathways

مسیرهای قشر دوجداری

claustrum neurons

نورون‌های قشر دوجداری

claustrum studies

مطالعات قشر دوجداری

claustrum imaging

تصویربرداری قشر دوجداری

جملات نمونه

the claustrum is involved in the regulation of emotions.

ترمز کلستروم در تنظیم هیجانات نقش دارد.

research shows that the claustrum plays a role in consciousness.

تحقیقات نشان می‌دهد که کلستروم در آگاهی نقش دارد.

scientists are studying the functions of the claustrum.

دانشمندان در حال مطالعه عملکردهای کلستروم هستند.

the claustrum connects various regions of the brain.

کلستروم مناطق مختلف مغز را به هم متصل می‌کند.

damage to the claustrum can affect sensory processing.

آسیب به کلستروم می‌تواند بر پردازش حسی تأثیر بگذارد.

understanding the claustrum could lead to new therapies.

درک کلستروم می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

the claustrum is a thin layer of gray matter.

کلستروم یک لایه نازک از ماده خاکستری است.

there is still much to learn about the claustrum.

هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد کلستروم وجود دارد.

some theories suggest the claustrum integrates sensory information.

برخی از نظریه‌ها نشان می‌دهند که کلستروم اطلاعات حسی را یکپارچه می‌کند.

the role of the claustrum in attention is being explored.

نقش کلستروم در توجه در حال بررسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید