claxons

[ایالات متحده]/ˈklæk.sən/
[بریتانیا]/ˈklæk.sən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بوق الکتریکی یا بلندگو؛ یک بوق یا سوت با صدای بلند

عبارات و ترکیب‌ها

claxon sound

صدای بوق

claxon horn

بوق خودرو

claxon alert

هشدار بوق

claxon signal

سیگنال بوق

claxon warning

هشدار بوق

claxon blast

بوق بلند

claxon call

تماس بوق

claxon beep

بیپ بوق

claxon noise

صدای بوق

claxon ring

صدای زنگ بوق

جملات نمونه

the claxon sounded loudly as the train approached the station.

صدای بوق به شدت به گوش رسید در حالی که قطار به ایستگاه نزدیک می‌شد.

he heard the claxon of the emergency vehicle in the distance.

او صدای بوق خودروی اورژانس را از دور شنید.

the claxon alerts us to the start of the race.

بوق به ما اطلاع می‌دهد که مسابقه شروع شده است.

she pressed the button to activate the claxon for attention.

او دکمه را فشار داد تا بوق را برای جلب توجه فعال کند.

the claxon is used to warn pedestrians of the approaching bus.

از بوق برای هشدار دادن به عابران پیاده در مورد نزدیک شدن اتوبوس استفاده می‌شود.

during the drill, the claxon signaled everyone to evacuate.

در طول تمرین، بوق به همه علامت داد که تخلیه کنند.

the factory's claxon can be heard throughout the neighborhood.

صدای بوق کارخانه در سراسر محله شنیده می‌شود.

he installed a new claxon on his bike for safety.

او یک بوق جدید برای ایمنی روی دوچرخه خود نصب کرد.

the claxon blared as the ship departed from the harbor.

همزمان با ترک کشتی از بندر، بوق به صدا درآمد.

she was startled by the sudden claxon from the car.

او از صدای ناگهانی بوق ماشین شوکه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید