play the bugle
اجرای سنج
bugle call
تماشای سنج
bugle player
نوازنده سنج
bugle sound
صدای سنج
bugle corps
گروه سنج
bugle melody
ملودی سنج
a bugle blowing taps.
سرگوشه در حال نواختن آهنگ آرام.
he bugled a warning.
او با بوقزنی به عنوان هشدار اعلام کرد.
the bugle sounded a retreat.
بوقلمون دستور عقبنشینی را اعلام کرد.
The bugle sounded the charge.
بوقلمون دستور حمله را اعلام کرد.
a bugle call to rise at 8.30.
تماس بوقلمون برای بیدار شدن ساعت 8:30.
As the bugle sounded we ran to the sports ground and fell in.
همانطور که بوقلمون به صدا درآمد، ما به زمین ورزشی دویدیم و در صف قرار گرفتیم.
When he heard the bugle call,he caught up his gun and dashed out.
وقتی او صدای بوقلمون را شنید، سلاح خود را برداشت و بیرون دوید.
Sixth in the Mackie series, Masquerade Ball™ Barbie& wears a multi-colored harlequin gown of vivid glass bugle beads sewn in diamond patterns, and accented with a velvety black overskirt.
ششمین قسمت از مجموعه Mackie، باربی ماسکرِید بال™ یک لباس هارلکین چند رنگ از مهرههای شیشهای زنده به شکل الماس میپوشد و با یک دامن مشکی مخملی تزئین شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید