claypit site
محل گودال خاک رس
abandoned claypit
گودال خاک رس متروکه
claypit extraction
استخراج خاک رس
claypit area
منطقه گودال خاک رس
claypit landscape
مناظر گودال خاک رس
claypit reserve
حوضه گودال خاک رس
claypit operation
عملکرد گودال خاک رس
claypit development
توسعه گودال خاک رس
claypit management
مدیریت گودال خاک رس
claypit restoration
بازسازی گودال خاک رس
the children played happily in the claypit.
کودکان با خوشحالی در گودال خاک بازی میکردند.
we found some interesting fossils in the claypit.
ما در گودال خاک، بقایای فسیلی جالب پیدا کردیم.
the claypit is a great place for pottery classes.
گودال خاک مکان مناسبی برای کلاسهای سفالگری است.
they extracted clay from the claypit for their project.
آنها برای پروژه خود، خاک را از گودال خاک استخراج کردند.
the local artist often visits the claypit for inspiration.
هنرمند محلی اغلب برای الهامگیری از گودال خاک بازدید میکند.
after the rain, the claypit became a muddy playground.
بعد از باران، گودال خاک به یک زمین بازی گلآلود تبدیل شد.
they decided to fill the claypit with water for a small pond.
آنها تصمیم گرفتند گودال خاک را با آب پر کنند تا یک حوضچه کوچک ایجاد کنند.
the claypit is located on the outskirts of the town.
گودال خاک در حومه شهر واقع شده است.
we often collect samples from the claypit for testing.
ما اغلب نمونههایی را از گودال خاک برای آزمایش جمعآوری میکنیم.
the claypit was once a thriving site for brick-making.
گودال خاک زمانی یک مکان پررونق برای ساختن آجر بود.
claypit site
محل گودال خاک رس
abandoned claypit
گودال خاک رس متروکه
claypit extraction
استخراج خاک رس
claypit area
منطقه گودال خاک رس
claypit landscape
مناظر گودال خاک رس
claypit reserve
حوضه گودال خاک رس
claypit operation
عملکرد گودال خاک رس
claypit development
توسعه گودال خاک رس
claypit management
مدیریت گودال خاک رس
claypit restoration
بازسازی گودال خاک رس
the children played happily in the claypit.
کودکان با خوشحالی در گودال خاک بازی میکردند.
we found some interesting fossils in the claypit.
ما در گودال خاک، بقایای فسیلی جالب پیدا کردیم.
the claypit is a great place for pottery classes.
گودال خاک مکان مناسبی برای کلاسهای سفالگری است.
they extracted clay from the claypit for their project.
آنها برای پروژه خود، خاک را از گودال خاک استخراج کردند.
the local artist often visits the claypit for inspiration.
هنرمند محلی اغلب برای الهامگیری از گودال خاک بازدید میکند.
after the rain, the claypit became a muddy playground.
بعد از باران، گودال خاک به یک زمین بازی گلآلود تبدیل شد.
they decided to fill the claypit with water for a small pond.
آنها تصمیم گرفتند گودال خاک را با آب پر کنند تا یک حوضچه کوچک ایجاد کنند.
the claypit is located on the outskirts of the town.
گودال خاک در حومه شهر واقع شده است.
we often collect samples from the claypit for testing.
ما اغلب نمونههایی را از گودال خاک برای آزمایش جمعآوری میکنیم.
the claypit was once a thriving site for brick-making.
گودال خاک زمانی یک مکان پررونق برای ساختن آجر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید