clericalisms

[ایالات متحده]/ˈklɛrɪkəlɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈklɛrɪkəlɪzəmz/

ترجمه

n. قدرت سیاسی غیرعادی روحانیون؛ روحانیت

عبارات و ترکیب‌ها

avoid clericalisms

اجتناب از کلیشه‌ها

clarify clericalisms

شفاف‌سازی کلیشه‌ها

identify clericalisms

تشخیص کلیشه‌ها

reduce clericalisms

کاهش کلیشه‌ها

correct clericalisms

اصلاح کلیشه‌ها

eliminate clericalisms

حذف کلیشه‌ها

analyze clericalisms

تجزیه و تحلیل کلیشه‌ها

use clericalisms

استفاده از کلیشه‌ها

explain clericalisms

توضیح کلیشه‌ها

recognize clericalisms

تشخیص کلیشه‌ها

جملات نمونه

clericalisms can often confuse the reader.

عبارات قلم‌بی‌جا اغلب می‌توانند خواننده را گیج کنند.

many reports are filled with unnecessary clericalisms.

بسیاری از گزارش‌ها مملو از عبارات قلم‌بی‌جا و غیرضروری هستند.

she prefers clear language over clericalisms.

او ترجیح می‌دهد از عبارات قلم‌بی‌جا دوری کند و از زبان واضح استفاده نماید.

using clericalisms can make communication less effective.

استفاده از عبارات قلم‌بی‌جا می‌تواند ارتباط را کم‌اثر کند.

clericalisms should be avoided in professional writing.

باید از به کار بردن عبارات قلم‌بی‌جا در نگارش حرفه‌ای خودداری کرد.

he criticized the document for its excessive clericalisms.

او سند را به دلیل استفاده بیش از حد از عبارات قلم‌بی‌جا مورد انتقاد قرار داد.

clericalisms often lead to misunderstandings.

عبارات قلم‌بی‌جا اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شوند.

she eliminated clericalisms to enhance clarity.

او عبارات قلم‌بی‌جا را حذف کرد تا وضوح را افزایش دهد.

clericalisms can dilute the message being conveyed.

عبارات قلم‌بی‌جا می‌توانند پیام منتقل‌شده را رقیق کنند.

effective communication avoids unnecessary clericalisms.

ارتباط مؤثر از به کار بردن عبارات قلم‌بی‌جا و غیرضروری خودداری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید