clintonites

[ایالات متحده]/ˈklɪntənaɪt/
[بریتانیا]/ˈklɪntənaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی بیل کلینتون یا سیاست‌های او

عبارات و ترکیب‌ها

clintonite agenda

برنامه کلینتونیت

clintonite policy

سیاست کلینتونیت

clintonite strategy

استراتژی کلینتونیت

clintonite supporter

طرفدار کلینتونیت

clintonite legacy

میراث کلینتونیت

clintonite faction

گروه کلینتونیت

clintonite influence

نفوذ کلینتونیت

clintonite rhetoric

بیان‌مندی کلینتونیت

clintonite approach

رویکرد کلینتونیت

clintonite vision

چشم‌انداز کلینتونیت

جملات نمونه

many clintonites believe in the importance of diplomacy.

بسیاری از کلینتون‌گراها معتقدند که دیپلماسی از اهمیت بالایی برخوردار است.

as a clintonite, she supports universal healthcare.

همانطور که یک کلینتون‌گراست، او از مراقبت‌های بهداشتی همگانی حمایت می‌کند.

clintonites often emphasize the need for social justice.

کلینتون‌گراها اغلب بر نیاز به عدالت اجتماعی تاکید می‌کنند.

he identifies as a clintonite in political discussions.

او خود را در بحث‌های سیاسی به عنوان یک کلینتون‌گرا معرفی می‌کند.

clintonite policies focus on economic growth.

سیاست‌های کلینتون‌گرایان بر رشد اقتصادی تمرکز دارند.

many clintonites advocate for environmental protection.

بسیاری از کلینتون‌گراها از حفاظت از محیط زیست حمایت می‌کنند.

she was raised by clintonites who valued education.

او توسط کلینتون‌گراهایی بزرگ شد که به آموزش اهمیت می‌دادند.

clintonites often gather to discuss party strategies.

کلینتون‌گراها اغلب برای بحث در مورد استراتژی‌های حزب دور هم جمع می‌شوند.

being a clintonite means supporting progressive reforms.

کلینتون‌گرا بودن به معنای حمایت از اصلاحات مترقی است.

many clintonites are active in grassroots movements.

بسیاری از کلینتون‌گراها در جنبش‌های مردمی فعال هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید