democracy

[ایالات متحده]/dɪˈmɒkrəsi/
[بریتانیا]/dɪˈmɑːkrəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دموکراسی؛ کشور دموکراتیک

عبارات و ترکیب‌ها

social democracy

دمکراسی اجتماعی

deliberative democracy

دموکراسی مشورتی

liberal democracy

دمکراسی لیبرال

representative democracy

دمکراسی نمایندگی

parliamentary democracy

دمکراسی پارلمانی

participatory democracy

دمکراسی مشارکتی

جملات نمونه

democracy promotes freedom of speech

دموکراسی آزادی بیان را ترویج می‌کند

the country practices direct democracy

کشور دموکراسی مستقیم را اعمال می‌کند

democracy allows for peaceful transitions of power

دموکراسی اجازه می‌دهد انتقال قدرت به صورت مسالمت‌آمیز انجام شود

democracy relies on participation from citizens

دموکراسی به مشارکت شهروندان متکی است

democracy values the rule of law

دموکراسی ارزش حاکمیت قانون را دارد

democracy encourages political accountability

دموکراسی پاسخگویی سیاسی را تشویق می‌کند

democracy promotes equality among citizens

دموکراسی برابری بین شهروندان را ترویج می‌کند

democracy requires transparency in government

دموکراسی شفافیت در حکومت را می‌طلبد

democracy safeguards individual rights and freedoms

دموکراسی از حقوق و آزادی‌های فردی محافظت می‌کند

democracy fosters a culture of civic engagement

دموکراسی فرهنگ مشارکت مدنی را تقویت می‌کند

نمونه‌های واقعی

And she urged Americans to " vote to defend our democracy."

و او از آمریکایی‌ها خواستند تا برای دفاع از دموکراسی خود رای دهند.

منبع: VOA Slow English - America

And as Monica said yesterday, a young democracy working together.

و همانطور که مونیکا دیروز گفت، یک دموکراسی جوان که با هم کار می کند.

منبع: VOA Daily Standard March 2023 Collection

" They will not succeed in destroying Brazilian democracy, " he said.

آنها در تخریب دموکراسی برزیل موفق نخواهند شد،

منبع: VOA Special January 2023 Collection

Iceland gained independence from Denmark and became a parliamentary democracy in 1944.

ایسلند در سال 1944 از دانمارک استقلال یافت و به یک دموکراسی پارلمانی تبدیل شد.

منبع: Vox opinion

International studies have found that U.S. students are behind many other democracies in math skills.

مطالعات بین‌المللی نشان داده‌اند که دانش‌آموزان ایالات متحده از بسیاری از دموکراسی‌های دیگر در مهارت‌های ریاضی عقب هستند.

منبع: This month VOA Special English

With all eyes once more upon him, he is again bearing down on America's democracy.

با تمام نگاه‌ها که بار دیگر به او دوخته شده، او بار دیگر به دموکراسی آمریکا فشار وارد می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

The U.S. has a relatively low voter turnout rate among wealthier democracies.

ایالات متحده در میان دموکراسی‌های ثروتمند، نرخ مشارکت نسبتاً پایینی دارد.

منبع: CNN Selected March 2015 Collection

It is the foundation of modern democracy.

این اساس دموکراسی مدرن است.

منبع: Encyclopædia Britannica

Those martyrs sacrificed their lives for democracy.

آن شهدا جان خود را برای دموکراسی فدا کردند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Either we regulate it or we don't, either we have a working democracy or we don't.

یا ما آن را تنظیم می‌کنیم یا نه، یا ما یک دموکراسی کارآمد داریم یا نه.

منبع: Idol speaks English fluently.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید