clitic

[ایالات متحده]/ˈklɪtɪk/
[بریتانیا]/ˈklɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مورفم که به لحاظ صوتی به یک کلمه همسایه وابسته است و نمی‌تواند به تنهایی بایستد

عبارات و ترکیب‌ها

clitic pronoun

ضمایر پیوندی

clitic form

شکل پیوستگی

clitic group

گروه پیوندی

clitic attachment

پیوستگی پیوندی

clitic doubling

دوبرابر شدن پیوندی

cliticization process

فرآیند پیوستگی

clitic cluster

خوشه پیوندی

clitic language

زبان پیوندی

clitic stress

تاکید پیوندی

clitic marker

نشانگر پیوندی

جملات نمونه

in linguistics, a clitic is a word that has no stress and cannot stand alone.

در زبان‌شناسی، کلمه ربطی کلمه‌ای است که فاقد تاکید است و نمی‌تواند به تنهایی وجود داشته باشد.

clitics often attach to the preceding word in a sentence.

کلمات ربطی اغلب به کلمه پیشین در یک جمله متصل می‌شوند.

understanding clitics can improve your grasp of syntax.

درک کلمات ربطی می‌تواند درک شما از نحو را بهبود بخشد.

some languages have more clitics than others.

برخی از زبان‌ها کلمات ربطی بیشتری نسبت به سایر زبان‌ها دارند.

clitics can function as pronouns or conjunctions.

کلمات ربطی می‌توانند به عنوان ضمیر یا حرف ربط عمل کنند.

in english, "i'm" is a common example of a clitic.

در زبان انگلیسی، "i'm" یک نمونه رایج از یک کلمه ربطی است.

clitics can change the meaning of a sentence significantly.

کلمات ربطی می‌توانند معنای یک جمله را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

some clitics are used in informal speech but not in formal writing.

برخی از کلمات ربطی در گفتار غیررسمی استفاده می‌شوند اما در نگارش رسمی نه.

recognizing clitics is essential for language learners.

تشخیص کلمات ربطی برای زبان‌آموزان ضروری است.

clitics can be tricky because they blend with other words.

کلمات ربطی می‌توانند پیچیده باشند زیرا با سایر کلمات ترکیب می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید