inflection

[ایالات متحده]/ɪn'flekʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ɪn'flɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییر در نت یا لحن

عبارات و ترکیب‌ها

grammatical inflection

تغییرات دستوری

inflectional morphology

ریشه‌نگاری تصریفی

inflectional ending

پسوند تصریفی

inflection point

نقطه عطف

جملات نمونه

She studied the inflection of the verb in different tenses.

او تغییرات صرف فعل را در زمان‌های مختلف مطالعه کرد.

The teacher explained the importance of inflection in spoken language.

معلم اهمیت تغییر لحن در زبان گفتاری را توضیح داد.

He is skilled at using inflection to convey different emotions in his acting.

او در استفاده از تغییر لحن برای انتقال احساسات مختلف در بازیگریش ماهر است.

The singer used inflection to add depth to her performance.

خواننده از تغییر لحن برای افزودن عمق به اجرای خود استفاده کرد.

In Mandarin Chinese, inflection is not as prominent as in some other languages.

در زبان ماندارین چینی، تغییر لحن به اندازه برخی از زبان‌های دیگر برجسته نیست.

Understanding inflection is crucial for effective communication.

درک تغییر لحن برای برقراری ارتباط موثر بسیار مهم است.

She has a natural talent for picking up on subtle inflections in people's voices.

او استعداد ذاتی در تشخیص تغییرات ظریف لحن در صدای افراد دارد.

The inflection of his voice indicated that he was not happy with the decision.

تغییر لحن صدای او نشان می‌داد که او از تصمیم خوشحال نیست.

Inflection can completely change the meaning of a sentence.

تغییر لحن می‌تواند به طور کامل معنای یک جمله را تغییر دهد.

The actress worked on her inflection to accurately portray the character's emotions.

بازیگر روی تغییر لحن خود کار کرد تا احساسات شخصیت را به طور دقیق به تصویر بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید