cloisonne

[ایالات متحده]/kwɒɪˈzɒn.eɪ/
[بریتانیا]/kwɔɪˈzoʊ.neɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کلاویزونه; ساخته شده با استفاده از تکنیک کلاویزونه
n. نوعی چینی تزئین شده با کلاویزونه; سفال کلاویزونه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cloisonne vase

گلدان خاجی

cloisonne jewelry

جواهرات خاجی

cloisonne enamel

مینای خاجی

cloisonne technique

تکنیک خاجی

cloisonne art

هنر خاجی

cloisonne bowl

کاسه خاجی

cloisonne plate

صفحه خاجی

cloisonne piece

قطعه خاجی

cloisonne craft

صنعت خاجی

cloisonne collection

کلکسیون خاجی

جملات نمونه

cloisonne is a traditional art form from china.

کلایسون یک هنر سنتی از چین است.

i bought a beautiful cloisonne vase for my collection.

من یک گلدان کلایسون زیبا برای مجموعه ام خریدم.

the cloisonne technique involves using enamel to create colorful designs.

تکنیک کلایسون شامل استفاده از لعاب برای ایجاد طرح های رنگارنگ است.

she learned the cloisonne craft from her grandmother.

او این هنر کلایسون را از مادربزرگش یاد گرفت.

cloisonne pieces are often used as decorative items in homes.

قطعات کلایسون اغلب به عنوان وسایل تزئینی در خانه ها استفاده می شوند.

the museum has an impressive collection of cloisonne artifacts.

موزه دارای مجموعه ای چشمگیر از آثار باستانی کلایسون است.

many tourists buy cloisonne souvenirs when visiting china.

بسیاری از گردشگران سوغاتی کلایسون می خرند وقتی از چین بازدید می کنند.

cloisonne jewelry is popular for its unique designs.

جواهرات کلایسون به دلیل طرح های منحصر به فردش محبوب هستند.

the colors in cloisonne art are vibrant and eye-catching.

رنگ ها در هنر کلایسون پر جنب و جوش و جذاب هستند.

crafting cloisonne requires skill and patience.

ساختن کلایسون نیاز به مهارت و صبر دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید