craft beer
آبجو دستساز
arts and crafts
هنر و صنایع دستی
craftsmanship
هنر و صنعت
craft fair
نمایشگاه صنایع دستی
craft brother
برادر دستی
art and craft
هنر و صنایع دستی
space craft
وسایل فضایی
craft design
طراحی صنایع دستی
craft paper
کاغذ صنایع دستی
landing craft
لندینگ کرفت
craft product
محصول صنایع دستی
air craft
هواپیما
by craft
با استفاده از هنر و صنعت
the craft of cobbling.
هنر کفاشی
learn the craft of wood carver
یادگیری هنر تراش چوب
a craft that steers easily.
یک هنر که به راحتی هدایت می شود.
the craft capsized in heavy seas.
کشتی در آب های خروشان واژگون شد.
he crafted the chair lovingly.
او صندلی را با عشق و علاقه ساخت.
the craft possessed warp drive.
کشتی مجهز به پیشرانه وارپ بود.
a carefully crafted story
یک داستان به دقت ساخته شده.
The art or craft of a joiner;cabinetmaking.
هنر یا صنعت یک نجار؛ مبلمان سازی.
He knew the craft of making furniture.
او هنر ساخت مبلمان را می دانست.
a writer skilled at crafting humor.
نویسنده ای ماهر در خلق طنز.
pottery that reveals craft and fine workmanship;
گرفتن ظروف سفالی که نشان دهنده مهارت و هنر ظریف است.
the craft is a pleasant ploy during the holiday season.
این هنر یک حقه دلپذیر در طول فصل تعطیلات است.
the mixture of writerly craft and stamina which Greene had.
ترکیبی از مهارت نویسندگی و استقامت که گرین داشت.
the craft detonated in a blaze of red and yellow.
وسایل نقلیه در شعله های قرمز و زرد منفجر شد.
The small craft was overwhelmed by the enormous waves.
کشتی کوچک در برابر امواج بزرگ غرق شد.
Objective to determinate recipe and producion craft of Armillarisin A Injection.
هدف تعیین دستور العمل و هنر تولید آمپول آرمیلاریسین A.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید