clomipramine

[ایالات متحده]/ˌkləʊmɪˈpræmiːn/
[بریتانیا]/ˌkloʊmɪˈpræmiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داروی ضد افسردگی سه‌حلقه‌ای که اغلب برای درمان اختلال اجباری و همچنین برای افسردگی، اختلالات اضطرابی و شرایط درد مزمن نوشته می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

clomipramine treatment

درمان با کلومیپرامین

clomipramine medication

داروی کلومیپرامین

prescribing clomipramine

پیشنهاد داروی کلومیپرامین

clomipramine therapy

درمان با کلومیپرامین

taking clomipramine

مصرف کلومیپرامین

clomipramine dose

دوز کلومیپرامین

clomipramine side effects

عوارض جانبی کلومیپرامین

clomipramine hydrochloride

هیدروکلرید کلومیپرامین

clomipramine for depression

کلومیپرامین برای افسردگی

clomipramine prescription

پیشنهاد داروی کلومیپرامین

جملات نمونه

doctors often prescribe clomipramine for the treatment of obsessive-compulsive disorder.

پزشکان اغلب کلومی‌پرامین را برای درمان اختلال وسواسی-خودکشی تجویز می‌کنند.

the recommended dosage of clomipramine varies depending on the severity of the condition.

دوز توصیه شده از کلومی‌پرامین بستگی به شدت بیماری دارد.

dry mouth is a frequently reported side effect of taking clomipramine.

خشکی دهان یک عارضه جانبی متداول در مصرف کلومی‌پرامین است.

you should not suddenly stop taking clomipramine without consulting your doctor.

باید بدون مشورت با پزشک خود به طور ناگهانی دارو را قطع نکنید.

clomipramine belongs to a class of medications known as tricyclic antidepressants.

کلومی‌پرامین به یک دسته از داروهای موسوم به ضد افسردگی سه‌حلقه‌ای تعلق دارد.

patients taking clomipramine should avoid consuming alcohol to prevent adverse reactions.

بیمارانی که کلومی‌پرامین می‌گیرند باید از مصرف الکل خودداری کنند تا واکنش‌های نامطلوب جلوگیری شود.

the physician decided to increase the clomipramine dose to achieve better symptom control.

پزشک تصمیم گرفت دوز کلومی‌پرامین را افزایش دهد تا کنترل بهتر علائم حاصل شود.

signs of a clomipramine overdose may include seizures and cardiac arrhythmias.

نشانه‌های مسمومیت با کلومی‌پرامین ممکن است شامل تشنج و ناهم‌بُری قلبی باشد.

this medication may interact with clomipramine, potentially increasing serotonin levels.

این دارو ممکن است با کلومی‌پرامین تعامل داشته باشد و سطح سرotonin را افزایش دهد.

it may take several weeks for clomipramine to reach its full therapeutic effect.

ممکن است چند هفته طول ببرد تا کلومی‌پرامین به اثر درمانی کامل خود برسد.

veterinarians sometimes use clomipramine to treat anxiety disorders in dogs and cats.

گاهی اوقات دامپزشکان از کلومی‌پرامین برای درمان اختلالات اضطرابی در سگ‌ها و میمون‌ها استفاده می‌کنند.

clinical trials have demonstrated the efficacy of clomipramine in reducing panic attacks.

آزمایش‌های بالینی اثربخشی کلومی‌پرامین در کاهش حملات اضطرابی را نشان داده‌اند.

regular blood tests might be required to monitor clomipramine levels in the body.

ممکن است آزمایش‌های خونی منظم برای نظارت بر سطح کلومی‌پرامین در بدن لازم باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید