depression

[ایالات متحده]/dɪˈpreʃn/
[بریتانیا]/dɪˈpreʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غم، روحیه پایین، ناامیدی
رکود اقتصادی، دوره‌ای از کاهش اقتصادی
گودال، فشار جوی پایین (منطقه)

عبارات و ترکیب‌ها

great depression

رکود بزرگ

economic depression

رکود اقتصادی

postpartum depression

افسردگی پس از زایمان

clinical depression

افسردگی بالینی

tropical depression

حوضه کم‌فشار استوایی

freezing point depression

رکود نقطه انجماد

manic depression

اختلال دوقطبی

chronic depression

افسردگی مزمن

depression area

منطقه افسردگی

prosperity and depression

شکوفایی و رکود

mental depression

افسردگی روانی

spreading depression

رکود منتشر

جملات نمونه

the depression of prices.

افت قیمت‌ها

a depression in respiration.

افت در تنفس

the depression in the housing market.

افت در بازار مسکن

depression flattens the voice almost to monotony.

افسردگی باعث می‌شود صدای شخص تقریباً به یکنواختی تبدیل شود.

depression and its polar opposite, mania.

افسردگی و قطب مخالف آن، خودخواهی.

depression may be a precipitant in many cases.

افسردگی ممکن است در بسیاری از موارد یک عامل تشدید کننده باشد.

In a depression banks are liable to fail.

در دوران رکود، بانک‌ها در معرض خطر ورشکستگی هستند.

mourning and depression are not the same thing.

غم و افسردگی یک چیز واحد نیستند.

A depression usually brings bad weather.

معمولاً افسردگی باعث آب و هوای بد می‌شود.

Her feeling of depression was transient.

احساس افسردگی او گذرا بود.

The economic depression hits shipbuilding industry badly.

رکود اقتصادی به شدت به صنعت کشتی سازی آسیب می رساند.

The onset of depression often follows a traumatic event.

شروع افسردگی اغلب پس از یک رویداد آسیب زا رخ می دهد.

bouts of depression alternate with periods of elation.

دوره‌های افسردگی با دوره‌های سرخوشی جایگزین می‌شوند.

depression of the plunger delivers two units of insulin.

فشار دادن پیستون دو واحد انسولین تحویل می دهد.

in the depths of despair, poverty, depression, etc.

در اعماق ناامیدی، فقر، افسردگی و غیره.

The Depression reduced many to begging on street corners.

رکود بسیاری را به جایی رساند که در گوشه‌های خیابان گدایی می‌کردند.

The primitie mouth, or stomodeum, is a slight depression on the surface of the ectoderm.

دهان اولیه یا استومودئوم، یک فرورفتگی جزئی در سطح اکتودرم است.

The rain collected in several depressions on the ground.

باران در چندین فرورفتگی در زمین جمع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید