closedown

[ایالات متحده]/'kləʊzdaʊn/
[بریتانیا]/'kloz,daʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توقف عملیات، به ویژه به طور دائمی؛ تعطیلی (به ایستگاه رادیویی یا تلویزیونی اشاره دارد که پخش خود را برای روز به پایان می‌رساند)
Word Forms

جملات نمونه

The efforts on closedown and suspension of small sugar refineries, small saccharin refineries and small paper mills are also being carried out in steps.

تلاش‌ها برای تعطیل و تعلیق کارخانه‌های کوچک شکر، کارخانه‌های کوچک ساخارین و کارخانه‌های کوچک کاغذ نیز به صورت مرحله‌ای در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید