walk-in closets
کمدهای دیواری
linen closets
کمد لباسهای پارچهای
storage closets
کمدهای انباری
clothes closets
کمد لباس
bedroom closets
کمد اتاق خواب
utility closets
کمد وسایل
pantry closets
کمدهای غذا
cabinets closets
کمد کابینتی
custom closets
کمد سفارشی
small closets
کمد کوچک
she organized her clothes in the closets.
او لباسهایش را در کمدها مرتب کرد.
he built custom closets for the new house.
او کمدهای سفارشی برای خانه جدید ساخت.
we need to clean out the closets this weekend.
ما باید این آخر هفته کمدها را تمیز کنیم.
the closets are full of old shoes and bags.
کمدها پر از کفش و کیفهای قدیمی هستند.
she found a hidden treasure in the closets.
او یک گنج پنهان در کمدها پیدا کرد.
he prefers to keep his closets minimalistic.
او ترجیح میدهد کمدهایش را مینیمال نگه دارد.
the closets in this apartment are very spacious.
کمدهای این آپارتمان بسیار جادار هستند.
they installed sliding doors on the closets.
آنها دربهای کشویی روی کمدها نصب کردند.
she color-coordinated her clothes in the closets.
او لباسهایش را در کمدها بر اساس رنگ هماهنگ کرد.
he uses the closets for extra storage space.
او از کمدها برای فضای ذخیره سازی اضافی استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید