closetting

[ایالات متحده]/ˈklɒzɪt/
[بریتانیا]/ˈklɑːzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق کوچک یا منطقه محصور که برای ذخیره‌سازی استفاده می‌شود، معمولاً یک کمد یا قفسه؛ یک اتاق خصوصی برای بحث‌ها یا جلسات محرمانه
adj. مخفی یا پنهان؛ مربوط به مسائلی که خصوصی یا محرمانه نگه‌داشته می‌شوند
vt. قفل کردن کسی در یک اتاق خصوصی

عبارات و ترکیب‌ها

walk-in closet

کمد دیواری

closet organizer

سازمان‌دهنده کمد

small closet

کمد کوچک

closet space

فضای کمد

built-in closet

کمد دیواری تعبیه شده

water closet

دستشویی

جملات نمونه

The closet is bare.

کمد خالی است.

a closet proponent of a tax increase; a closet alcoholic.

یک حامی دربسته افزایش مالیات؛ یک الکلی دربسته.

a closet proponent of a tax increase

یک حامی دربسته افزایش مالیات

he was closeted with the king.

او با پادشاه در یک اتاق جداگانه ملاقات کرد.

Painting the closet was a tough nut to crack.

رنگ کردن کمد یک کار سخت بود.

a raunchy closet full of dirty socks.

یک کمد نامناسب پر از جوراب‌های کثیف.

a storage closet; storage facilities.

کمد ذخیره‌سازی؛ امکانات ذخیره‌سازی.

I'll clear out that closet for you.

من آن کمد را برای شما تمیز خواهم کرد.

lesbians who had come out of the closet .

لسبیانی که از کمد بیرون آمده بودند.

closeted themselves with their attorneys.

خود را با وکلای خود جدا کردند.

he returned home and closeted himself in his room.

او به خانه بازگشت و خود را در اتاقش جدا کرد.

You parking your horse in Vida Warren's closet, pardner?

آیا اسب خود را در کمد ویدا وارن پارک کردی، همکار؟

set the child to cleaning the closets; set guards around the perimeter.

بچه را به تمیز کردن کمدها بفرستید؛ نگهبانان را در اطراف محیط قرار دهید.

among those who voted against it were some closeted gays.

در میان کسانی که به آن رای ندادند، برخی از همجنس‌گراهای دربسته بودند.

The new presidential candidate is certainly popular, but does he have any skeletons in the closet?

نامزد ریاست جمهوری جدید قطعاً محبوب است، اما آیا او هیچ اسکلت در کمد دارد؟

Colly could not close the closed closet ,cause your cloth were crammed to close.

کولی نمی‌توانست کمد بسته را ببندد، زیرا پارچه‌های شما بیش از حد فشرده بودند.

The worst thing is that the water closet is clogged and when I flushed it, it overflew.

بدترین اتفاق این است که توالت مسدود شده است و وقتی آن را آب می کنم، سرریز می شود.

نمونه‌های واقعی

Closets can also just be places to store things - places to keep things.

کمدها همچنین می‌توانند فقط مکان‌هایی برای نگهداری وسایل باشند - مکان‌هایی برای نگه داشتن وسایل.

منبع: Lucy’s Day in ESL

I am a plague of locusts emptying the closet.

من یک زنبور عسل هستم که کمد را خالی می‌کند.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

I make the closets, and he fills them.

من کمدها را می‌سازم و او آن‌ها را پر می‌کند.

منبع: Modern Family - Season 05

All morning he’d been closeted with various officials.

صبح تا حالا او با مقامات مختلف در یک اتاق جداگانه بوده است.

منبع: Langman OCLM-01 words

I had upgraded some closets for guy who created " ALF" .

من چند کمد را برای مردی که " ALF" را ساخت ارتقا دادم.

منبع: Modern Family - Season 07

A brother who locks himself in his master bedroom closet.

برادری که خود را در کمد اتاق خواب اصلی اش حبس می کند.

منبع: Our Day This Season 1

He really likes that closet, huh?

او واقعاً آن کمد را دوست دارد، مگه نه؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Does that room have a closet I can lock him in?

آیا آن اتاق کمدی دارد که بتوانم او را در آن حبس کنم؟

منبع: Friends Season 9

You've been hired at Pritchett's Closets, Blinds, and Waterbeds.

شما در شرکت Pritchett's Closets, Blinds, and Waterbeds استخدام شده اید.

منبع: Modern Family - Season 10

You'll still see a closet and you'll still see the bathroom.

شما هنوز یک کمد خواهید دید و هنوز حمام را خواهید دید.

منبع: CNN 10 Student English March 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید