clothespress

[ایالات متحده]/ˈkləʊðzprɛs/
[بریتانیا]/ˈkloʊðzprɛs/

ترجمه

n. کمد یا گنجه‌ای برای نگهداری لباس‌ها؛ یک قطعه مبلمان برای آویزان کردن یا نگهداری لباس‌ها
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

clothespress door

در قفسه لباس

clothespress shelf

قفسه قفسه لباس

clothespress design

طراحی قفسه لباس

clothespress space

فضای قفسه لباس

clothespress organizer

سازنده قفسه لباس

clothespress storage

ذخیره سازی قفسه لباس

clothespress unit

واحد قفسه لباس

clothespress feature

ویژگی قفسه لباس

clothespress area

ناحیه قفسه لباس

clothespress material

مواد قفسه لباس

جملات نمونه

she organized the clothespress to make more space.

او برای ایجاد فضای بیشتر، چوب‌بپیم را مرتب کرد.

the clothespress was overflowing with winter clothes.

چوب‌بپی پر از لباس‌های زمستانی شده بود.

he found his favorite jacket in the clothespress.

او ژاکت مورد علاقه خود را در چوب‌بپی پیدا کرد.

after the party, she stuffed the clothespress with dirty clothes.

بعد از مهمانی، او چوب‌بپی را با لباس‌های کثیف پر کرد.

we need to buy a new clothespress for the guest room.

ما باید یک چوب‌بپی جدید برای اتاق مهمان‌ها بخریم.

the clothespress keeps everything neat and tidy.

چوب‌بپی همه چیز را مرتب و منظم نگه می‌دارد.

he opened the clothespress to find something to wear.

او چوب‌بپی را باز کرد تا چیزی برای پوشیدن پیدا کند.

she hung her dresses neatly in the clothespress.

او لباس‌هایش را به طور مرتب در چوب‌بپی آویزان کرد.

there was a hidden compartment in the clothespress.

در چوب‌بپی یک محفظه مخفی وجود داشت.

they decided to donate old clothes from the clothespress.

آنها تصمیم گرفتند لباس‌های قدیمی را از چوب‌بپی اهدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید