cloturing

[ایالات متحده]/ˈkləʊtʃərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkloʊtʃərɪŋ/

ترجمه

vt. پایان دادن به یک بحث
n. نتیجه یک بحث

عبارات و ترکیب‌ها

cloturing process

فرآیند انعقاد

cloturing mechanism

مکانیزم انعقاد

cloturing factors

عوامل انعقاد

cloturing agent

عامل انعقاد

cloturing time

زمان انعقاد

cloturing technique

تکنیک انعقاد

cloturing method

روش انعقاد

cloturing site

محل انعقاد

cloturing solution

راه حل انعقاد

cloturing tool

ابزار انعقاد

جملات نمونه

cloturing the event was a great success.

بسته شدن رویداد یک موفقیت بزرگ بود.

they are cloturing the project ahead of schedule.

آنها پروژه را زودتر از موعد مقرر در حال اتمام هستند.

cloturing the deal took longer than expected.

بستن معامله بیشتر از حد انتظار طول کشید.

we are cloturing the negotiations this week.

ما این هفته مذاکرات را به پایان خواهیم رساند.

cloturing the exhibition was a challenging task.

بستن نمایشگاه یک کار چالش برانگیز بود.

she is excited about cloturing her first sale.

او از بستن اولین فروش خود هیجان زده است.

cloturing the conference will require careful planning.

بستن کنفرانس نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

they announced the cloturing of the festival.

آنها اعلام کردند که جشنواره به پایان رسیده است.

cloturing the session early was a wise decision.

بستن زودهنگام جلسه یک تصمیم عاقلانه بود.

he is responsible for cloturing the report.

او مسئول بستن گزارش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید