coagulable

[ایالات متحده]/kəʊˈæɡjʊbl/
[بریتانیا]/koʊˈæɡjəbl/

ترجمه

adj. قادر به لخته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

coagulable blood

خون منعقدشدنی

coagulable protein

پروتئین منعقدشدنی

coagulable substance

ماده منعقدشدنی

coagulable material

مواد منعقدشدنی

coagulable liquid

مایع منعقدشدنی

coagulable factors

عوامل منعقدکننده

coagulable components

اجزای منعقدشدنی

coagulable agent

عامل منعقدکننده

coagulable tissue

بافت منعقدشدنی

coagulable fluid

سیال منعقدشدنی

جملات نمونه

the blood is coagulable under certain conditions.

خون تحت شرایط خاص قابل انعقاد است.

coagulable proteins play a vital role in the body's healing process.

پروتئین‌های انعقادی نقش حیاتی در روند بهبودی بدن ایفا می‌کنند.

some foods contain coagulable substances that can thicken liquids.

برخی از غذاها حاوی مواد انعقادی هستند که می‌توانند مایعات را غلیظ کنند.

the coagulable nature of the solution was tested in the lab.

طبیعت انعقادی محلول در آزمایشگاه آزمایش شد.

in cooking, coagulable ingredients are often used to create textures.

در آشپزی، مواد انعقادی اغلب برای ایجاد بافت‌ها استفاده می‌شوند.

coagulable materials are essential for making cheese.

مواد انعقادی برای تهیه پنیر ضروری هستند.

doctors monitor coagulable factors in patients with bleeding disorders.

پزشکان عوامل انعقادی را در بیماران مبتلا به اختلالات خونریزی زیر نظر دارند.

the recipe requires a coagulable agent to set the dish properly.

دستور غذا به یک عامل انعقادی برای تنظیم مناسب غذا نیاز دارد.

coagulable substances can affect the viscosity of a mixture.

مواد انعقادی می‌توانند بر ویسکوزیته مخلوط تأثیر بگذارند.

understanding coagulable elements is crucial for food scientists.

درک عناصر انعقادی برای دانشمندان مواد غذایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید