| جمع | coastguards |
The coastguard rescued the stranded sailors.
گارد ساحلی، دریانوردان سرگردان را نجات داد.
The coastguard patrols the coastline looking for any signs of distress.
گارد ساحلی در امتداد خط ساحلی گشت می زند و به دنبال هرگونه نشانه ای از خطر است.
The coastguard is responsible for maritime safety and security.
گارد ساحلی مسئولیت ایمنی و امنیت دریایی را بر عهده دارد.
The coastguard received a distress call from a sinking ship.
گارد ساحلی یک تماس اضطراری از یک کشتی غرق شده دریافت کرد.
The coastguard is conducting a search and rescue mission for the missing fishermen.
گارد ساحلی یک عملیات جستجو و نجات برای یافتن ماهیگیران مفقود شده انجام می دهد.
The coastguard vessel was deployed to assist in the evacuation of the coastal residents.
کشتی گارد ساحلی برای کمک به تخلیه ساکنان ساحلی اعزام شد.
The coastguard helicopter airlifted the injured surfer to safety.
هلیکوپتر گارد ساحلی موج سوار مجروح را با بالگرد به سلامت منتقل کرد.
The coastguard station is located at the entrance to the harbor.
ایستگاه گارد ساحلی در ورودی بندر واقع شده است.
The coastguard is trained to respond to emergencies at sea.
گارد ساحلی برای پاسخ به شرایط اضطراری در دریا آموزش دیده است.
The coastguard coordinates with other agencies during search and rescue operations.
گارد ساحلی در طول عملیات جستجو و نجات با سایر سازمان ها هماهنگی می کند.
The coastguard rescued the stranded sailors.
گارد ساحلی، دریانوردان سرگردان را نجات داد.
The coastguard patrols the coastline looking for any signs of distress.
گارد ساحلی در امتداد خط ساحلی گشت می زند و به دنبال هرگونه نشانه ای از خطر است.
The coastguard is responsible for maritime safety and security.
گارد ساحلی مسئولیت ایمنی و امنیت دریایی را بر عهده دارد.
The coastguard received a distress call from a sinking ship.
گارد ساحلی یک تماس اضطراری از یک کشتی غرق شده دریافت کرد.
The coastguard is conducting a search and rescue mission for the missing fishermen.
گارد ساحلی یک عملیات جستجو و نجات برای یافتن ماهیگیران مفقود شده انجام می دهد.
The coastguard vessel was deployed to assist in the evacuation of the coastal residents.
کشتی گارد ساحلی برای کمک به تخلیه ساکنان ساحلی اعزام شد.
The coastguard helicopter airlifted the injured surfer to safety.
هلیکوپتر گارد ساحلی موج سوار مجروح را با بالگرد به سلامت منتقل کرد.
The coastguard station is located at the entrance to the harbor.
ایستگاه گارد ساحلی در ورودی بندر واقع شده است.
The coastguard is trained to respond to emergencies at sea.
گارد ساحلی برای پاسخ به شرایط اضطراری در دریا آموزش دیده است.
The coastguard coordinates with other agencies during search and rescue operations.
گارد ساحلی در طول عملیات جستجو و نجات با سایر سازمان ها هماهنگی می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید