coastguards

[ایالات متحده]/ˈkəʊstɡɑːdz/
[بریتانیا]/ˈkoʊstɡɑrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع گارد ساحلی؛ اعضای گارد ساحلی

عبارات و ترکیب‌ها

coastguards patrol

گشت‌زنی نگهبانان ساحلی

coastguards rescue

نجات توسط نگهبانان ساحلی

coastguards monitor

نظارت توسط نگهبانان ساحلی

coastguards operations

عملیات نگهبانان ساحلی

coastguards training

آموزش نگهبانان ساحلی

coastguards enforcement

اجرای قانون توسط نگهبانان ساحلی

coastguards support

حمایت نگهبانان ساحلی

coastguards response

پاسخ‌گویی نگهبانان ساحلی

coastguards safety

ایمنی توسط نگهبانان ساحلی

coastguards surveillance

نظارت توسط نگهبانان ساحلی

جملات نمونه

the coastguards patrol the waters to ensure safety.

نگهبانان ساحلی آب‌ها را برای اطمینان از ایمنی گشت‌زنی می‌کنند.

coastguards are vital for maritime security.

نگهبانان ساحلی برای امنیت دریایی حیاتی هستند.

during storms, coastguards help stranded boats.

در طول طوفان‌ها، نگهبانان ساحلی به قایق‌های سرگردان کمک می‌کنند.

the coastguards conduct search and rescue operations.

نگهبانان ساحلی عملیات جستجو و نجات انجام می‌دهند.

coastguards work closely with local fishermen.

نگهبانان ساحلی به طور نزدیک با ماهیگیران محلی همکاری می‌کنند.

training is essential for coastguards to perform effectively.

آموزش برای عملکرد موثر نگهبانان ساحلی ضروری است.

coastguards monitor illegal fishing activities.

نگهبانان ساحلی فعالیت‌های ماهیگیری غیرقانونی را رصد می‌کنند.

coastguards respond quickly to maritime emergencies.

نگهبانان ساحلی به سرعت به شرایط اضطراری دریایی پاسخ می‌دهند.

international cooperation is crucial for coastguards.

همکاری بین‌المللی برای نگهبانان ساحلی بسیار مهم است.

coastguards provide safety briefings for tourists.

نگهبانان ساحلی، اطلاعات ایمنی را برای گردشگران ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید