coastlands

[ایالات متحده]/'kəʊs(t)lənd/
[بریتانیا]/'kost,lænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه ساحلی

جملات نمونه

The study indicate that Spartina alterniflora could be introduced into the coastland of Jiangsu province properly, but it's invasion to sea-route and aquafarm should be controlled.

مطالعه نشان می‌دهد که اسپارتینا آلترنفلورا می‌تواند به طور مناسب در حاشیه ساحلی استان جیانگسو معرفی شود، اما گسترش آن به مسیرهای دریایی و مزارع آب باید کنترل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید