cobia

[ایالات متحده]/ˈkəʊ.bi.ə/
[بریتانیا]/ˈkoʊ.bi.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی که در اقیانوس‌های گرمسیری یافت می‌شود، خوراکی.
Word Forms
جمعcobias

عبارات و ترکیب‌ها

cobia fish

ماهی كوبیا

cobia tacos

تاکوهای كوبیا

cobia fillet

فیله كوبیا

cobia steak

استیک كوبیا

cobia recipe

دستور العمل كوبیا

cobia fishing

ماهیگیری كوبیا

cobia season

فصل كوبیا

cobia sushi

سوشی كوبیا

cobia grill

باربکیو كوبیا

cobia catch

گرفتن كوبیا

جملات نمونه

cobia is known for its delicious taste.

ماهی کُوبیا به دلیل طعم لذیذش شناخته شده است.

many chefs prefer to cook with cobia.

بسیاری از سرآشپزها ترجیح می دهند با ماهی کُوبیا آشپزی کنند.

we caught a large cobia during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود یک ماهی کُوبیا بزرگ صید کردیم.

cobia is often served grilled or baked.

ماهی کُوبیا اغلب گریل شده یا پخته سرو می شود.

they offer cobia tacos at the local restaurant.

آنها تاکوهای ماهی کُوبیا را در رستوران محلی ارائه می دهند.

cobia can be a healthy addition to your diet.

ماهی کُوبیا می تواند یک افزودنی سالم به رژیم غذایی شما باشد.

fishing for cobia requires specific techniques.

ماهیگیری برای ماهی کُوبیا نیاز به تکنیک های خاص دارد.

cobia is rich in omega-3 fatty acids.

ماهی کُوبیا سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 است.

many people enjoy cobia sushi.

بسیاری از مردم از سوشی ماهی کُوبیا لذت می برند.

cobia is commonly found in warm waters.

ماهی کُوبیا معمولاً در آب های گرم یافت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید