cobnuts

[ایالات متحده]/ˈkɒbnʌts/
[بریتانیا]/ˈkɑːbˌnʌts/

ترجمه

n. نوعی فندق؛ یک بازی که با فندق‌ها بازی می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fresh cobnuts

بادام کوب تازه

roasted cobnuts

بادام کوب برشته

cobnuts salad

سالاد بادام کوب

cobnuts recipe

دستور العمل بادام کوب

cobnuts harvest

برداشت بادام کوب

cobnuts trees

درختان بادام کوب

cobnuts snack

میان وعده بادام کوب

cobnuts season

فصل بادام کوب

cobnuts flavor

طعم بادام کوب

cobnuts farm

مزرعه بادام کوب

جملات نمونه

she loves to snack on cobnuts during the autumn.

او عاشق خوردن تخمه های گردو در فصل پاییز است.

cobnuts are a delicious addition to salads.

تخمه های گردو یک افزودنی خوشمزه به سالادها هستند.

we collected cobnuts from the orchard last weekend.

ما آخر هفته گذشته تخمه های گردو را از باغ جمع کردیم.

he roasted cobnuts over an open fire.

او تخمه های گردو را روی آتش باز کبابی کرد.

cobnuts can be used to make a rich pesto sauce.

می توان از تخمه های گردو برای تهیه سس پستوی غنی استفاده کرد.

the cobnuts were harvested in late summer.

تخمه های گردو در اواخر تابستان برداشت شدند.

she prepared a dessert topped with crushed cobnuts.

او دسری با رویه ای که با تخمه های گردوی خرد شده تزئین شده بود، آماده کرد.

cobnuts are often sold at farmers' markets.

تخمه های گردو اغلب در بازارهای کشاورزان به فروش می رسند.

he enjoys the crunchiness of fresh cobnuts.

او از تردی تخمه های گردوی تازه لذت می برد.

adding cobnuts to your diet can boost your health.

افزودن تخمه های گردو به رژیم غذایی شما می تواند سلامت شما را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید