filberts

[ایالات متحده]/ˈfɪlbəts/
[بریتانیا]/ˈfɪl.bɚts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آجیل از درخت فندق؛ درختی که فندق تولید می‌کند؛ (Filbert) یک نام شخصی؛ (آلمانی، تانزانیایی) Filbert؛ (بریتانیایی) Philbert

عبارات و ترکیب‌ها

roasted filberts

فندق برشته

chocolate filberts

فندق شکلاتی

filberts snack

میان وعده فندق

filberts oil

روغن فندق

filberts recipe

دستورالعمل فندق

filberts pie

فندق پای

filberts salad

سالاد فندق

filberts butter

كره فندق

filberts crunch

شكر فندق

filberts spread

كره فندق

جملات نمونه

filberts are a great source of healthy fats.

فيلبرت ها منبع خوبی از چربی های سالم هستند.

i like to add filberts to my salad for extra crunch.

من دوست دارم برای تردی بیشتر، به سالاد خود فیلبرت اضافه کنم.

filberts can be roasted for a delicious snack.

می توان فیلبرت ها را برای یک میان وعده خوشمزه برشته کرد.

she made a chocolate cake topped with filberts.

او یک کیک شکلاتی با رویه فیلبرت درست کرد.

filberts are often used in baking and desserts.

فیلبرت ها اغلب در پخت و شیرینی استفاده می شوند.

he enjoys filberts while watching movies.

او در حین تماشای فیلم از خوردن فیلبرت ها لذت می برد.

filberts can be ground into a fine flour for gluten-free recipes.

می توان فیلبرت ها را به آردی بسیار ریز برای دستور العمل های بدون گلوتن تبدیل کرد.

in the fall, filberts are harvested from the orchard.

در پاییز، فیلبرت ها از باغ سرکشی می شوند.

she prefers filberts over other nuts for their flavor.

او به دلیل طعمشان، فیلبرت ها را بر سایر آجیل ها ترجیح می دهد.

filberts can be enjoyed raw or toasted.

می توان از فیلبرت ها به صورت خام یا برشته لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید