| جمع | cockfights |
cockfight arena
میدان گاوداری
cockfight event
مسابقه گاوداری
cockfight champion
قهرمان گاوداری
cockfight rules
قوانین گاوداری
cockfight betting
شرطبندی گاوداری
cockfight match
مسابقه گاوداری
cockfight trainer
مربی گاوداری
cockfight feathers
پرهای گاوداری
cockfight owner
صاحب گاوداری
cockfight spectators
تماشاگران گاوداری
many cultures have a tradition of cockfight.
بسیاری از فرهنگها سنت گاوداری دارند.
the cockfight was held in a local arena.
مسابقه گاو در یک عرصه محلی برگزار شد.
he trained his rooster for the upcoming cockfight.
او برای مسابقه گاو آینده خروس خود را آموزش داد.
people placed bets on their favorite rooster during the cockfight.
افراد در طول مسابقه گاو روی خروس مورد علاقه خود شرط بندی کردند.
the excitement of the cockfight drew a large crowd.
هیجان مسابقه گاو جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
some countries have banned cockfight due to animal welfare concerns.
برخی از کشورها به دلیل نگرانی در مورد رفاه حیوانات، مسابقه گاو را ممنوع کرده اند.
he watched the cockfight with great interest.
او با علاقه زیاد مسابقه گاو را تماشا کرد.
traditional cockfight events often feature elaborate rituals.
رویدادهای سنتی مسابقه گاو اغلب دارای آیین و رسوم پیچیده ای هستند.
there are strict rules governing the conduct of a cockfight.
قوانین سختگیرانه ای وجود دارد که نحوه برگزاری مسابقه گاو را کنترل می کند.
after the cockfight, the winning rooster received a trophy.
پس از مسابقه گاو، خروس برنده مدال دریافت کرد.
cockfight arena
میدان گاوداری
cockfight event
مسابقه گاوداری
cockfight champion
قهرمان گاوداری
cockfight rules
قوانین گاوداری
cockfight betting
شرطبندی گاوداری
cockfight match
مسابقه گاوداری
cockfight trainer
مربی گاوداری
cockfight feathers
پرهای گاوداری
cockfight owner
صاحب گاوداری
cockfight spectators
تماشاگران گاوداری
many cultures have a tradition of cockfight.
بسیاری از فرهنگها سنت گاوداری دارند.
the cockfight was held in a local arena.
مسابقه گاو در یک عرصه محلی برگزار شد.
he trained his rooster for the upcoming cockfight.
او برای مسابقه گاو آینده خروس خود را آموزش داد.
people placed bets on their favorite rooster during the cockfight.
افراد در طول مسابقه گاو روی خروس مورد علاقه خود شرط بندی کردند.
the excitement of the cockfight drew a large crowd.
هیجان مسابقه گاو جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.
some countries have banned cockfight due to animal welfare concerns.
برخی از کشورها به دلیل نگرانی در مورد رفاه حیوانات، مسابقه گاو را ممنوع کرده اند.
he watched the cockfight with great interest.
او با علاقه زیاد مسابقه گاو را تماشا کرد.
traditional cockfight events often feature elaborate rituals.
رویدادهای سنتی مسابقه گاو اغلب دارای آیین و رسوم پیچیده ای هستند.
there are strict rules governing the conduct of a cockfight.
قوانین سختگیرانه ای وجود دارد که نحوه برگزاری مسابقه گاو را کنترل می کند.
after the cockfight, the winning rooster received a trophy.
پس از مسابقه گاو، خروس برنده مدال دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید