cockleshell

[ایالات متحده]/ˈkɒkəlʃɛl/
[بریتانیا]/ˈkɑːkəlʃɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی صدف از یک صدف خوراکی، که اغلب در تزئینات یا به عنوان نماد استفاده می‌شود؛ یک قایق کوچک یا قایق سبک؛ فن دریایی یا صدف آن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cockleshell hero

قهرمان صدف

cockleshell boat

قایق صدف

cockleshell craft

هنر صدف

cockleshell design

طراحی صدف

cockleshell beach

ساحل صدف

cockleshell collection

کلکسیون صدف

cockleshell pattern

الگوی صدف

cockleshell treasure

گنج صدف

cockleshell decoration

تزئینات صدف

cockleshell charm

جذابیت صدف

جملات نمونه

the children collected cockleshells on the beach.

کودکان صدف‌ها را در ساحل جمع‌آوری کردند.

she decorated her room with cockleshell ornaments.

او اتاق خود را با تزئینات صدف تزئین کرد.

we found a beautiful cockleshell while walking along the shore.

ما در حین قدم زدن در امتداد ساحل، یک صدف زیبا پیدا کردیم.

he made a necklace from a cockleshell.

او از یک صدف یک گردنبند ساخت.

the artist painted a scene with a cockleshell in the foreground.

هنرمند صحنه‌ای را با یک صدف در پیش‌زمینه نقاشی کرد.

she used cockleshells to create a unique mosaic.

او از صدف‌ها برای ایجاد یک موزاییک منحصربه‌فرد استفاده کرد.

during our vacation, we found various types of cockleshells.

در طول تعطیلات ما، انواع مختلفی از صدف‌ها پیدا کردیم.

the beach was littered with colorful cockleshells.

ساحل پر از صدف‌های رنگارنگ شده بود.

she has a collection of rare cockleshells from different countries.

او مجموعه‌ای از صدف‌های کمیاب از کشورهای مختلف دارد.

we learned about the marine life that lives in cockleshells.

ما در مورد حیات دریایی که در صدف‌ها زندگی می‌کند، یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید