seashell

[ایالات متحده]/ˈsiːʃɛl/
[بریتانیا]/ˈsiːʃɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشش سخت و محافظت کننده خارجی از یک نرم‌تن دریایی؛ صدف یک موجود دریایی

عبارات و ترکیب‌ها

seashell collection

کلکسیون صدف

seashell necklace

گردنبند صدف

seashell craft

هنر و کاردستی صدف

seashell art

هنر صدف

seashell decoration

دکوراسیون صدف

seashell design

طراحی صدف

seashell beach

ساحل صدف

seashell fossil

فسیل صدف

seashell jewelry

جواهرات صدف

seashell pattern

الگوی صدف

جملات نمونه

she collected seashells on the beach.

او صدف‌ها را در ساحل جمع کرد.

he found a beautiful seashell in the sand.

او یک صدف زیبا در شن پیدا کرد.

seashells can be used for decoration.

می‌توان از صدف‌ها برای تزئین استفاده کرد.

we listened to the sound of the seashell.

ما به صدای صدف گوش دادیم.

she made a necklace from seashells.

او از صدف‌ها یک گردنبند ساخت.

seashells come in various shapes and colors.

صدف‌ها در اشکال و رنگ‌های مختلف وجود دارند.

he painted a picture of a seashell.

او تصویری از یک صدف کشید.

seashells are often found along the shore.

صدف‌ها اغلب در امتداد ساحل یافت می‌شوند.

the child was fascinated by the seashell collection.

کودک از مجموعه صدف‌ها شگفت‌زده شده بود.

we used seashells to create art projects.

ما از صدف‌ها برای ایجاد پروژه‌های هنری استفاده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید