cocottes

[ایالات متحده]/kɒˈkɒt/
[بریتانیا]/koʊˈkɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که به فعالیت جنسی در ازای پرداخت مشغول است؛ زنی که فریبنده یا بی‌بندوبار است

عبارات و ترکیب‌ها

cocotte dish

ظرف کوکوت

cocotte pot

قابلمه کوکوت

cocotte recipe

دستور تهیه کوکوت

cocotte cooking

پخت کوکوت

cocotte style

سبک کوکوت

cocotte serve

سرو کوکوت

cocotte meal

وعده غذایی کوکوت

cocotte oven

فر کوکوت

cocotte bake

پخت کوکوت در فر

cocotte heat

حرارت کوکوت

جملات نمونه

she cooked a delicious stew in her cocotte.

او یک غذای خوشمزه در کوکوتا درست کرد.

the cocotte was perfect for baking bread.

کوکوتا برای پخت نان عالی بود.

he bought a new cocotte for his kitchen.

او یک کوکوتا جدید برای آشپزخانه اش خرید.

we enjoyed a cozy dinner cooked in the cocotte.

ما از یک شام دنج که در کوکوتا پخته شده بود لذت بردیم.

the recipe called for a heavy cocotte.

دستور غذا نیاز به یک کوکوتا سنگین داشت.

using a cocotte can enhance the flavors of the dish.

استفاده از کوکوتا می تواند طعم غذا را افزایش دهد.

she served the soup directly from the cocotte.

او سوپ را مستقیماً از کوکوتا سرو کرد.

he prefers cooking with a cast iron cocotte.

او ترجیح می دهد با یک کوکوتا چدنی آشپزی کند.

the cocotte retains heat very well.

کوکوتا به خوبی گرما را حفظ می کند.

they often gather around the cocotte for family meals.

آنها اغلب برای صرف غذاهای خانوادگی دور کوکوتا جمع می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید