cocotte dish
ظرف کوکوت
cocotte pot
قابلمه کوکوت
cocotte recipe
دستور تهیه کوکوت
cocotte cooking
پخت کوکوت
cocotte style
سبک کوکوت
cocotte serve
سرو کوکوت
cocotte meal
وعده غذایی کوکوت
cocotte oven
فر کوکوت
cocotte bake
پخت کوکوت در فر
cocotte heat
حرارت کوکوت
she cooked a delicious stew in her cocotte.
او یک غذای خوشمزه در کوکوتا درست کرد.
the cocotte was perfect for baking bread.
کوکوتا برای پخت نان عالی بود.
he bought a new cocotte for his kitchen.
او یک کوکوتا جدید برای آشپزخانه اش خرید.
we enjoyed a cozy dinner cooked in the cocotte.
ما از یک شام دنج که در کوکوتا پخته شده بود لذت بردیم.
the recipe called for a heavy cocotte.
دستور غذا نیاز به یک کوکوتا سنگین داشت.
using a cocotte can enhance the flavors of the dish.
استفاده از کوکوتا می تواند طعم غذا را افزایش دهد.
she served the soup directly from the cocotte.
او سوپ را مستقیماً از کوکوتا سرو کرد.
he prefers cooking with a cast iron cocotte.
او ترجیح می دهد با یک کوکوتا چدنی آشپزی کند.
the cocotte retains heat very well.
کوکوتا به خوبی گرما را حفظ می کند.
they often gather around the cocotte for family meals.
آنها اغلب برای صرف غذاهای خانوادگی دور کوکوتا جمع می شوند.
cocotte dish
ظرف کوکوت
cocotte pot
قابلمه کوکوت
cocotte recipe
دستور تهیه کوکوت
cocotte cooking
پخت کوکوت
cocotte style
سبک کوکوت
cocotte serve
سرو کوکوت
cocotte meal
وعده غذایی کوکوت
cocotte oven
فر کوکوت
cocotte bake
پخت کوکوت در فر
cocotte heat
حرارت کوکوت
she cooked a delicious stew in her cocotte.
او یک غذای خوشمزه در کوکوتا درست کرد.
the cocotte was perfect for baking bread.
کوکوتا برای پخت نان عالی بود.
he bought a new cocotte for his kitchen.
او یک کوکوتا جدید برای آشپزخانه اش خرید.
we enjoyed a cozy dinner cooked in the cocotte.
ما از یک شام دنج که در کوکوتا پخته شده بود لذت بردیم.
the recipe called for a heavy cocotte.
دستور غذا نیاز به یک کوکوتا سنگین داشت.
using a cocotte can enhance the flavors of the dish.
استفاده از کوکوتا می تواند طعم غذا را افزایش دهد.
she served the soup directly from the cocotte.
او سوپ را مستقیماً از کوکوتا سرو کرد.
he prefers cooking with a cast iron cocotte.
او ترجیح می دهد با یک کوکوتا چدنی آشپزی کند.
the cocotte retains heat very well.
کوکوتا به خوبی گرما را حفظ می کند.
they often gather around the cocotte for family meals.
آنها اغلب برای صرف غذاهای خانوادگی دور کوکوتا جمع می شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید