codling

[ایالات متحده]/'kɒdlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑdlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیب کوچک نارس؛ ماهی کاد جوان

جملات نمونه

(2)capital input for the control of the codling moth be increased;

افزایش سرمایه برای کنترل کرم سیب ضروری است.

Therefore, these methods deserve to be extensively applied in quarantine and control of codling moth in China.

بنابراین، این روش‌ها شایسته استفاده گسترده در قرنطینه و کنترل کرم سیب در چین هستند.

to be codling the child

به حمایت و مراقبت از کودک پرداختن

to codling someone's ego

اغراض خودخواهانه کسی را تامین کردن

to codling a pet

مراقبت از یک حیوان خانگی

to codling a criminal

حمایت از یک مجرم

to be codling the patient

مراقبت از بیمار

to codling a friend

حمایت از یک دوست

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید