cofferer

[ایالات متحده]/ˈkɒf.ər.ər/
[بریتانیا]/ˈkɔː.fɚ.ər/

ترجمه

n. (یک جعبه، کمد، یا گاوصندوق برای ذخیره پول یا اشیای قیمتی)؛ خزانه؛ وجوه
vt. قرار دادن در یک جعبه؛ ذخیره کردن؛ تزئین با پانل مشبک، طراحی پانل‌های مشبک برای (گاوصندوق‌ها، سقف‌ها و غیره)
شکل‌های واژه
جمعcofferers

عبارات و ترکیب‌ها

wealthy cofferer

مالک ثروتمند

royal cofferer

مخزن سلطنتی

trusted cofferer

مخزن مورد اعتماد

skilled cofferer

مخزن ماهر

chief cofferer

مخزن ارشد

court cofferer

مخزن دربار

expert cofferer

مخزن متخصص

loyal cofferer

مخزن وفادار

ancient cofferer

مخزن باستانی

جملات نمونه

the cofferer was responsible for managing the royal treasury.

کافِر مسئول مدیریت خزانه سلطنتی بود.

as a cofferer, he had to keep detailed records of all expenditures.

همانطور که کافر، او باید سوابق دقیقی از همه هزینه ها را حفظ می کرد.

the cofferer's duties included overseeing the collection of taxes.

وظایف کافر شامل نظارت بر جمع آوری مالیات بود.

she was appointed cofferer due to her exceptional financial skills.

او به دلیل مهارت های مالی استثنایی خود به عنوان کافر منصوب شد.

the cofferer ensured that funds were allocated properly for projects.

کافر اطمینان حاصل کرد که بودجه به درستی برای پروژه ها تخصیص داده می شود.

in medieval times, the cofferer played a crucial role in the court.

در دوران قرون وسطی، کافر نقش مهمی در دربار ایفا کرد.

the king trusted his cofferer with the kingdom's wealth.

شاه به کافر خود در مورد ثروت پادشاهی اعتماد کرد.

the cofferer often worked closely with the royal accountant.

کافر اغلب به طور نزدیک با حسابدار سلطنتی کار می کرد.

being a cofferer requires a high level of integrity and trust.

کافر بودن به سطح بالایی از یکپارچگی و اعتماد نیاز دارد.

the cofferer's office was filled with gold and silver coins.

دفتر کافر پر از سکه های طلا و نقره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید