coffining

[ایالات متحده]/ˈkɔfin/
[بریتانیا]/ˈkɔfɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تابوت؛ جعبه تابوت

عبارات و ترکیب‌ها

coffin lid

سرپوش تابوت

coffin chamber

اتاق تابوت

جملات نمونه

They bore the coffin into the church.

آنها تابوت را وارد کلیسا کردند.

His coffin is mazarine.

تابوت او به رنگ لاجور است.

the coffin was lowered into the grave.

تابوت به داخل قبر فرود آمد.

The coffin was placed in the grave.

تابوت در قبر قرار داده شد.

the men got hold of the coffin and levered at it with crowbars.

مردان تابوت را در دست گرفتند و با استفاده از اهرم و چهارچوب به آن فشار آوردند.

the coffin held the mortal remains of her uncle.

تابوت بقایای فانی عموی او را در خود داشت.

this was going to put the final nail in the coffin of his career.

این قرار بود ضربه نهایی را به دوران حرفه ای او وارد کند.

he saw the coffin sink below the surface of the waves.

او دید که تابوت در زیر سطح امواج غرق شد.

The cards were coffined in their boxes.

کارت ها در جعبه های خود قرار داده شده بودند.

The new tax is another nail in the coffin of the British film industry.

مالیات جدید ضربه دیگری به صنعت فیلم بریتانیا است.

The coffin lid had been screwed down.

درب تابوت پیچ شده بود.

The sight of the coffin sent a shudder through him.

دیدن تابوت باعث لرزش او شد.

he watched the coffin being lowered into the ground.

او دید که تابوت به داخل زمین فرود می آید.

the ‘Lancashire’ coffin was more expensive and carried snob value.

تابوت 'لکانشایر' گران تر بود و ارزش نخبه گرایی داشت.

finds of lead coffins suggested a cemetery north of the river.

یافتن تابوت‌های سرب نشان‌دهنده кладбище در شمال رودخانه بود.

Mary watched in tearless silence as the coffin was lowered.

مری با حالتی بی‌حس و بی‌صدا شاهد فرود تابوت بود.

The coffin was properly incased for transportation, put on the train, and finally delivered at the Lutheran cemetery in Chicago.

تابوت به درستی برای حمل و نقل محافظت شد، سوار قطار شد و در نهایت به кладбище лютеран در شیکاگو تحویل داده شد.

In light microscope, degeneration and loss of motoneurons, satellitosis, neuronophagia and glial coffins were seen in the anterior horn of spinal cord.

در میکروسکوپ نوری، تحلیل رفتگی و از دست دادن نورون های حرکتی، سلولیتوز، نورونوفاژی و تابوت های گلیال در شاخ قدامی نخاع مشاهده شد.

He got move getting shrewmouse to spend 3 many hours to just dig a path leading to a grave, entered coffin chamber.

او به حرکت ادامه داد تا موش خرما را متقاعد کند که 3 ساعت را صرف کندن مسیری به سمت یک قبر کند، وارد اتاقک تابوت شد.

draped the coffin with a flag; a robe that draped her figure.See Synonyms at clothe

تابوت را با یک پرچم پوشاندند؛ یک لباس که اندام او را پوشاند. برای دیدن مترادف ها به لباس مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید