cohabiting couples
زوجهای همزیست
cohabiting partners
همراهان همزیست
cohabiting relationships
روابط همزیستی
cohabiting family
خانواده همزیست
cohabiting adults
بزرگسالان همزیست
cohabiting lifestyle
سبک زندگی همزیست
cohabiting arrangements
چیدمانهای همزیستی
cohabiting status
وضعیت همزیستی
cohabiting agreements
توافقات همزیستی
cohabiting dynamics
پویاییهای همزیستی
they have been cohabiting for over a year now.
آنها بیش از یک سال است که با هم زندگی می کنند.
cohabiting can sometimes lead to stronger relationships.
هم زیستی گاهی اوقات می تواند منجر به روابط قوی تر شود.
many couples choose cohabiting before marriage.
زوج های زیادی قبل از ازدواج هم زیستی را انتخاب می کنند.
cohabiting arrangements vary from couple to couple.
چیدمان های هم زیستی از زوج به زوج متفاوت است.
they decided to start cohabiting to save money.
آنها تصمیم گرفتند برای صرفه جویی در هزینه ها با هم زندگی کنند.
cohabiting can help couples understand each other's habits.
هم زیستی می تواند به زوج ها کمک کند تا عادات یکدیگر را درک کنند.
some people view cohabiting as a trial marriage.
برخی افراد هم زیستی را به عنوان یک ازدواج آزمایشی می بینند.
cohabiting often requires good communication skills.
هم زیستی اغلب به مهارت های ارتباطی خوب نیاز دارد.
they faced challenges while cohabiting for the first time.
آنها در حالی که برای اولین بار با هم زندگی می کردند با چالش هایی روبرو شدند.
legal issues can arise from cohabiting without a contract.
مشکلات قانونی می تواند از هم زیستی بدون قرارداد ایجاد شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید