coigue plant
گیاه کویگه
coigue wood
چوب کویگه
coigue tree
درخت کویگه
coigue forest
جنگل کویگه
coigue species
گونه کویگه
coigue bark
کره کویگه
coigue habitat
زیستگاه کویگه
coigue ecosystem
اکوسیستم کویگه
coigue growth
رشد کویگه
coigue conservation
حفظ کویگه
we need to coigue our plans for the weekend.
ما نیاز داریم برنامههای خود را برای آخر هفته هماهنگ کنیم.
it’s important to coigue with your team members.
هماهنگی با اعضای تیم شما مهم است.
can we coigue our schedules for the meeting?
آیا میتوانیم برنامههای زمانی خود را برای جلسه هماهنگ کنیم؟
they decided to coigue their resources for the project.
آنها تصمیم گرفتند منابع خود را برای پروژه هماهنگ کنند.
let’s coigue our efforts to achieve better results.
بیایید تلاشهای خود را برای دستیابی به نتایج بهتر هماهنگ کنیم.
we should coigue our strategies to enhance productivity.
ما باید استراتژیهای خود را برای افزایش بهرهوری هماهنگ کنیم.
to succeed, we must coigue our ideas effectively.
برای موفقیت، ما باید ایدههای خود را به طور موثر هماهنگ کنیم.
he always tries to coigue his work with others.
او همیشه سعی میکند کار خود را با دیگران هماهنگ کند.
can you help me coigue the details of the event?
آیا میتوانید به من کمک کنید جزئیات رویداد را هماهنگ کنم؟
they need to coigue their communication for better collaboration.
آنها باید ارتباطات خود را برای همکاری بهتر هماهنگ کنند.
coigue plant
گیاه کویگه
coigue wood
چوب کویگه
coigue tree
درخت کویگه
coigue forest
جنگل کویگه
coigue species
گونه کویگه
coigue bark
کره کویگه
coigue habitat
زیستگاه کویگه
coigue ecosystem
اکوسیستم کویگه
coigue growth
رشد کویگه
coigue conservation
حفظ کویگه
we need to coigue our plans for the weekend.
ما نیاز داریم برنامههای خود را برای آخر هفته هماهنگ کنیم.
it’s important to coigue with your team members.
هماهنگی با اعضای تیم شما مهم است.
can we coigue our schedules for the meeting?
آیا میتوانیم برنامههای زمانی خود را برای جلسه هماهنگ کنیم؟
they decided to coigue their resources for the project.
آنها تصمیم گرفتند منابع خود را برای پروژه هماهنگ کنند.
let’s coigue our efforts to achieve better results.
بیایید تلاشهای خود را برای دستیابی به نتایج بهتر هماهنگ کنیم.
we should coigue our strategies to enhance productivity.
ما باید استراتژیهای خود را برای افزایش بهرهوری هماهنگ کنیم.
to succeed, we must coigue our ideas effectively.
برای موفقیت، ما باید ایدههای خود را به طور موثر هماهنگ کنیم.
he always tries to coigue his work with others.
او همیشه سعی میکند کار خود را با دیگران هماهنگ کند.
can you help me coigue the details of the event?
آیا میتوانید به من کمک کنید جزئیات رویداد را هماهنگ کنم؟
they need to coigue their communication for better collaboration.
آنها باید ارتباطات خود را برای همکاری بهتر هماهنگ کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید