coining

[ایالات متحده]/ˈkɔɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɔɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند ضرب سکه از فلز
v. عمل تولید سکه یا طراحی با ضرب

عبارات و ترکیب‌ها

coining terms

ساختن واژگان

coining phrases

ساختن عبارت‌ها

coining money

ضرب سکه

coining ideas

ایده پردازی

coining expressions

ساختن اصطلاحات

coining concepts

ایجاد مفاهیم

coining words

ساختن کلمات

coining slang

ایجاد اصطلاحات عامیانه

جملات نمونه

she is coining new phrases for her book.

او جملات جدیدی برای کتابش ابداع می‌کند.

the artist is coining a unique style.

هنرمند یک سبک منحصر به فرد ابداع می‌کند.

he has a talent for coining clever sayings.

او استعداد ابداع جملات هوشمندانه دارد.

the company is coining innovative marketing strategies.

شرکت استراتژی‌های بازاریابی نوآورانه ابداع می‌کند.

she is coining terms that resonate with the youth.

او اصطلاحاتی را ابداع می‌کند که با جوانان همخوانی دارد.

the scientist is coining a new theory in physics.

دانشمند یک نظریه جدید در فیزیک ابداع می‌کند.

they are coining a new brand identity.

آنها یک هویت برند جدید ابداع می‌کنند.

he enjoys coining expressions that capture emotions.

او از ابداع عباراتی که احساسات را به تصویر می‌کشند لذت می‌برد.

the writer is coining memorable quotes.

نویسنده نقل قول‌های به یاد ماندنی ابداع می‌کند.

she is coining buzzwords for her presentation.

او واژه‌های پرطرفدار برای ارائه خود ابداع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید