coleiform

[ایالات متحده]//ˈkəʊliəfɔːm//
[بریتانیا]//ˈkoʊliəfɔːrm//

ترجمه

adj.结肠形的;结肠状的
n.结肠形结构;结肠形态

جملات نمونه

the laboratory results confirmed the presence of coleiform bacteria in the water sample.

نتایج آزمایشگاهی وجود باکتری‌های کلی‌فرم در نمونه آب را تأیید کرد.

regular coleiform testing is essential for maintaining public health standards.

آزمایش منظم کلی‌فرم برای حفظ استانداردهای بهداشت عمومی ضروری است.

health officials detected high coleiform levels in the local reservoir.

مسئولان بهداشت سطوح بالای کلی‌فرم را در مخزن محلی شناسایی کردند.

the city issued a boil water advisory after a coleiform outbreak was identified.

شهر پس از شناسایی شیوع کلی‌فرم، هشدار جوشاندن آب صادر کرد.

fecal coleiform contamination indicates a potential risk of serious pathogens.

آلودگی کلی‌فرم مدفوعی نشان‌دهنده خطر بالقوه عوامل بیماری‌زا جدی است.

farmers must monitor coleiform counts to ensure the safety of fresh produce.

کشاورزان باید تعداد کلی‌فرم‌ها را پایش کنند تا ایمنی محصولات تازه را تضمین کنند.

the swimming beach was closed due to elevated coleiform concentrations.

ساحل شنا به دلیل غلظت‌های بالای کلی‌فرم بسته شد.

proper sewage treatment effectively reduces total coleiform numbers in effluent.

تصفیه مناسب فاضلاب به طور موثر تعداد کلی‌فرم‌های کل را در پساب کاهش می‌دهد.

the new filtration system successfully removed all coleiform microorganisms.

سیستم فیلتراسیون جدید با موفقیت تمام ریزموجودات کلی‌فرم را حذف کرد.

heat treatment is a standard method for eliminating coleiform bacteria in milk.

عملیات حرارتی یک روش استاندارد برای حذف باکتری‌های کلی‌فرم در شیر است.

industrial waste discharge must meet strict coleiform regulatory limits.

تخلیه پسماندهای صنعتی باید با محدودیت‌های سخت‌گیرانه قانونی کلی‌فرم مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید