data collator
گردآورنده داده
document collator
گردآورنده اسناد
report collator
گردآورنده گزارش
file collator
گردآورنده فایل
print collator
گردآورنده چاپ
collator settings
تنظیمات گردآورنده
collator tool
ابزار گردآورنده
collator function
تابع گردآورنده
collator software
نرم افزار گردآورنده
collator device
دستگاه گردآورنده
the collator sorted the documents efficiently.
گردآورنده اسناد را به طور کارآمد مرتب کرد.
we need a collator for the project reports.
ما به یک گردآورنده برای گزارشهای پروژه نیاز داریم.
the collator helped organize the meeting agenda.
گردآورنده به سازماندهی دستور کار جلسه کمک کرد.
she acted as the collator for the team's findings.
او به عنوان گردآورنده یافتههای تیم عمل کرد.
the collator ensured all data was accurate.
گردآورنده اطمینان حاصل کرد که تمام دادهها دقیق هستند.
as a collator, he was responsible for compiling the statistics.
به عنوان گردآورنده، او مسئول تهیه آمار بود.
the collator's role is crucial in the research process.
نقش گردآورنده در فرآیند تحقیق بسیار مهم است.
they appointed a collator to manage the feedback.
آنها یک گردآورنده برای مدیریت بازخورد منصوب کردند.
the collator reviewed all submissions before publication.
گردآورنده قبل از انتشار، تمام ارسالها را بررسی کرد.
we rely on the collator to maintain order in the files.
ما به گردآورنده برای حفظ نظم در فایلها اعتماد داریم.
data collator
گردآورنده داده
document collator
گردآورنده اسناد
report collator
گردآورنده گزارش
file collator
گردآورنده فایل
print collator
گردآورنده چاپ
collator settings
تنظیمات گردآورنده
collator tool
ابزار گردآورنده
collator function
تابع گردآورنده
collator software
نرم افزار گردآورنده
collator device
دستگاه گردآورنده
the collator sorted the documents efficiently.
گردآورنده اسناد را به طور کارآمد مرتب کرد.
we need a collator for the project reports.
ما به یک گردآورنده برای گزارشهای پروژه نیاز داریم.
the collator helped organize the meeting agenda.
گردآورنده به سازماندهی دستور کار جلسه کمک کرد.
she acted as the collator for the team's findings.
او به عنوان گردآورنده یافتههای تیم عمل کرد.
the collator ensured all data was accurate.
گردآورنده اطمینان حاصل کرد که تمام دادهها دقیق هستند.
as a collator, he was responsible for compiling the statistics.
به عنوان گردآورنده، او مسئول تهیه آمار بود.
the collator's role is crucial in the research process.
نقش گردآورنده در فرآیند تحقیق بسیار مهم است.
they appointed a collator to manage the feedback.
آنها یک گردآورنده برای مدیریت بازخورد منصوب کردند.
the collator reviewed all submissions before publication.
گردآورنده قبل از انتشار، تمام ارسالها را بررسی کرد.
we rely on the collator to maintain order in the files.
ما به گردآورنده برای حفظ نظم در فایلها اعتماد داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید