collier

[ایالات متحده]/'kɒlɪə/
[بریتانیا]/'kɑljɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی زغال‌سنگ؛ معدنچی

عبارات و ترکیب‌ها

French collier

گردنبند فرانسوی

diamond collier

گردنبند الماس

pearl collier

گردنبند مروارید

جملات نمونه

Some colliers squatted upon their hunkers against the wall.

چند کارگر در کنار دیوار نشسته بودند.

To solve cash income problem, collier OJ is obliged to carry barter transaction, raise debt, accept admeasure and allowance to live with hardship.

برای حل مشکل درآمد نقدی، کولیه OJ ملزم به انجام معامله مبادله، افزایش بدهی، پذیرش اندازه‌گیری و کمک هزینه برای زندگی با سختی است.

The collier that asbestine mine extracts and machines and worker, the person that contacts asbestine produces the person that far outclass of tumour of the skin between pleura is not contacted.

کارگرانی که معادن آزبستین را استخراج و ماشین‌آلات و کارگران، شخصی که با آزبستین تماس دارد، شخصی که از تومور پوستی بین پلورها بسیار بهتر است، مورد تماس قرار نمی‌گیرد.

The group— from the laboratories of one of us (Collier) and George M.Whitesides—reasoned that a plugged heptamer would be unable to draw the factors into cells.

گروهی - از آزمایشگاه‌های یکی از ما (کلیر) و جورج ام. وایت‌سایز - استدلال کرد که یک هپتامر مسدود نمی‌تواند عوامل را به سلول‌ها بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید