| جمع | collimators |
optical collimator
همراهنماي اپتیکی
collimator lens
لنز همراهنما
collimator adjustment
تنظیم همراهنما
laser collimator
همراهنماي لیزری
collimator design
طراحی همراهنما
collimator system
سیستم همراهنما
collimator alignment
تراز همراهنما
collimator setup
راهاندازی همراهنما
collimator calibration
کالیبراسیون همراهنما
collimator performance
عملکرد همراهنما
the collimator is essential for focusing the beam in optical systems.
همراهنما برای متمرکز کردن پرتو در سیستمهای نوری ضروری است.
adjusting the collimator can improve the accuracy of the measurements.
تنظیم همراهنما میتواند دقت اندازهگیریها را بهبود بخشد.
the collimator helps in reducing the spread of light in laser applications.
همراهنما به کاهش پراکندگی نور در کاربردهای لیزر کمک میکند.
he calibrated the collimator before starting the experiment.
او قبل از شروع آزمایش، همراهنما را کالیبره کرد.
using a collimator can enhance image quality in telescopes.
استفاده از همراهنما میتواند کیفیت تصویر را در تلسکوپها بهبود بخشد.
the collimator is often used in medical imaging devices.
همراهنما اغلب در دستگاههای تصویربرداری پزشکی استفاده میشود.
proper alignment of the collimator is crucial for accurate results.
تراز مناسب همراهنما برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
he explained how the collimator works to the students.
او نحوه عملکرد همراهنما را برای دانشآموزان توضیح داد.
the design of the collimator affects the overall performance of the system.
طراحی همراهنما بر عملکرد کلی سیستم تأثیر میگذارد.
they replaced the old collimator with a new, more efficient model.
آنها همراهنمای قدیمی را با یک مدل جدید و کارآمدتر جایگزین کردند.
optical collimator
همراهنماي اپتیکی
collimator lens
لنز همراهنما
collimator adjustment
تنظیم همراهنما
laser collimator
همراهنماي لیزری
collimator design
طراحی همراهنما
collimator system
سیستم همراهنما
collimator alignment
تراز همراهنما
collimator setup
راهاندازی همراهنما
collimator calibration
کالیبراسیون همراهنما
collimator performance
عملکرد همراهنما
the collimator is essential for focusing the beam in optical systems.
همراهنما برای متمرکز کردن پرتو در سیستمهای نوری ضروری است.
adjusting the collimator can improve the accuracy of the measurements.
تنظیم همراهنما میتواند دقت اندازهگیریها را بهبود بخشد.
the collimator helps in reducing the spread of light in laser applications.
همراهنما به کاهش پراکندگی نور در کاربردهای لیزر کمک میکند.
he calibrated the collimator before starting the experiment.
او قبل از شروع آزمایش، همراهنما را کالیبره کرد.
using a collimator can enhance image quality in telescopes.
استفاده از همراهنما میتواند کیفیت تصویر را در تلسکوپها بهبود بخشد.
the collimator is often used in medical imaging devices.
همراهنما اغلب در دستگاههای تصویربرداری پزشکی استفاده میشود.
proper alignment of the collimator is crucial for accurate results.
تراز مناسب همراهنما برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.
he explained how the collimator works to the students.
او نحوه عملکرد همراهنما را برای دانشآموزان توضیح داد.
the design of the collimator affects the overall performance of the system.
طراحی همراهنما بر عملکرد کلی سیستم تأثیر میگذارد.
they replaced the old collimator with a new, more efficient model.
آنها همراهنمای قدیمی را با یک مدل جدید و کارآمدتر جایگزین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید