collinearity

[ایالات متحده]/ˌkɒlɪˈnɪərɪti/
[بریتانیا]/ˌkɑːlɪˈnɪrɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بودن در یک خط مستقیم مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

collinearity test

آزمون هم‌خطی

collinearity issue

مشکل هم‌خطی

collinearity analysis

تجزیه و تحلیل هم‌خطی

collinearity condition

شرط هم‌خطی

collinearity matrix

ماتریس هم‌خطی

collinearity statistics

آمار هم‌خطی

collinearity factor

ضریب هم‌خطی

collinearity problem

مشکلات هم‌خطی

collinearity diagnostics

تشخیص هم‌خطی

collinearity effect

اثر هم‌خطی

جملات نمونه

collinearity can affect the results of regression analysis.

هم‌راستایی می‌تواند بر نتایج تحلیل رگرسیون تأثیر بگذارد.

it is important to check for collinearity among the predictors.

بررسی هم‌راستایی بین پیش‌بینی‌کننده‌ها مهم است.

high collinearity can lead to unreliable coefficient estimates.

هم‌راستایی زیاد می‌تواند منجر به تخمین‌های ضریب غیرقابل اعتماد شود.

we used variance inflation factors to assess collinearity.

ما از عوامل تورم واریانس برای ارزیابی هم‌راستایی استفاده کردیم.

collinearity diagnostics are essential in multiple regression.

تشخیص‌های هم‌راستایی در رگرسیون چندگانه ضروری هستند.

the presence of collinearity can complicate model interpretation.

حضور هم‌راستایی می‌تواند تفسیر مدل را پیچیده کند.

to address collinearity, we may need to remove some variables.

برای رفع هم‌راستایی، ممکن است نیاز به حذف برخی متغیرها داشته باشیم.

collinearity can obscure the true relationship between variables.

هم‌راستایی می‌تواند رابطه واقعی بین متغیرها را پنهان کند.

understanding collinearity is crucial for accurate data analysis.

درک هم‌راستایی برای تجزیه و تحلیل دقیق داده‌ها بسیار مهم است.

we found significant collinearity in our data set.

ما هم‌راستایی قابل توجهی در مجموعه داده خود یافتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید