columbary

[ایالات متحده]/ˈkʌl.əm.bər.i/
[بریتانیا]/ˈkɑː.ləm.bəri/

ترجمه

n. سازه‌ای برای نگهداری کبوترها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

columbary structure

ساختار کلو‌مباری

columbary design

طراحی کلو‌مباری

columbary management

مدیریت کلو‌مباری

columbary maintenance

نگهداری کلو‌مباری

columbary system

سیستم کلو‌مباری

columbary layout

چیدمان کلو‌مباری

columbary breeding

پرورش کلو‌مباری

columbary features

ویژگی‌های کلو‌مباری

columbary upkeep

آراستگی کلو‌مباری

columbary facilities

امکانات کلو‌مباری

جملات نمونه

the columbary was built to honor the city's lost souls.

کولومباری برای ادای احترام به ارواح از دست رفته شهر ساخته شده است.

in the columbary, families can keep their loved ones close.

در کولومباری، خانواده‌ها می‌توانند عزیزانشان را در کنار خود نگه دارند.

many visitors come to the columbary to pay their respects.

بازدیدکنندگان زیادی برای ادای احترام به کولومباری می‌آیند.

the columbary features beautiful architecture and serene gardens.

کولومباری دارای معماری زیبا و باغ‌های آرام است.

she decided to place her grandmother's ashes in the columbary.

او تصمیم گرفت خاکستر مادربزرگش را در کولومباری قرار دهد.

local traditions often involve ceremonies at the columbary.

رسوم محلی اغلب شامل مراسمی در کولومباری می‌شود.

the columbary serves as a peaceful resting place for many.

کولومباری به عنوان یک مکان آرام برای استراحت بسیاری از افراد عمل می‌کند.

he found solace in visiting the columbary regularly.

او آرامش را در بازدید منظم از کولومباری یافت.

the columbary is often adorned with flowers and mementos.

کولومباری اغلب با گل و یادگاری تزئین می‌شود.

they created a memorial service at the columbary for their friend.

آنها برای دوست خود یک مراسم یادبود در کولومباری برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید