columniations

[ایالات متحده]/kəˌlʌm.nɪˈeɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/kəˌlʌm.nɪˈeɪ.ʃənz/

ترجمه

n. ستون‌ها یا سری‌های ستون‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

columniations of truth

ستون‌های حقیقت

columniations of ideas

ستون‌های ایده‌ها

columniations in literature

ستون‌ها در ادبیات

columniations of facts

ستون‌های واقعیت‌ها

columniations of evidence

ستون‌های شواهد

columniations of history

ستون‌های تاریخ

columniations of opinion

ستون‌های نظر

columniations of knowledge

ستون‌های دانش

columniations in art

ستون‌ها در هنر

columniations of culture

ستون‌های فرهنگ

جملات نمونه

his columniations about the politician were unfounded.

اظهارات او درباره سیاستمدار بی‌اساس بود.

the article contained numerous columniations against the celebrity.

مقاله حاوی اتهامات متعددی علیه چهره مشهور بود.

she filed a lawsuit for the columniations made by the newspaper.

او به دلیل اتهامات منتشر شده توسط روزنامه، شکایت کرد.

columniations can severely damage a person's reputation.

اتهامات می‌توانند به شدت به شهرت یک فرد آسیب برسانند.

he was hurt by the columniations spread by his former friends.

او از اتهاماتی که دوستان سابقش منتشر کردند، آسیب دید.

columniations often lead to public outrage and protests.

اتهامات اغلب منجر به خشم و اعتراضات عمومی می‌شود.

they published a retraction to address the columniations made.

آنها برای رفع اتهامات، یک اعلامیه انصراف منتشر کردند.

columniations can arise from misunderstandings and miscommunication.

اتهامات می‌توانند ناشی از سوء تفاهم و عدم ارتباط باشند.

it's important to distinguish between facts and columniations.

مهم است که بین حقایق و اتهامات تمایز قائل شوید.

his career was nearly ruined by persistent columniations.

حرفه او تقریباً به دلیل اتهامات مداوم نابود شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید