comatosenesses

[ایالات متحده]/ˌkəʊməˈtəʊs.nəsɪz/
[بریتانیا]/ˌkoʊməˈtoʊs.nəsɪz/

ترجمه

n. حالت کما

عبارات و ترکیب‌ها

chronic comatosenesses

عارضه‌های طولانی‌مدت کما

severe comatosenesses

عارضه‌های شدید کما

temporary comatosenesses

عارضه‌های موقتی کما

prolonged comatosenesses

عارضه‌های طولانی کما

acute comatosenesses

عارضه‌های حاد کما

reversible comatosenesses

عارضه‌های قابل برگشت کما

persistent comatosenesses

عارضه‌های مداوم کما

neurogenic comatosenesses

عارضه‌های مرتبط با سیستم عصبی کما

traumatic comatosenesses

عارضه‌های ناشی از ضربه کما

idiopathic comatosenesses

عارضه‌های شناختی کما

جملات نمونه

his comatosenesses were alarming to the medical staff.

عارضه بیهوشی ایشان برای کادر پزشکی نگران کننده بود.

she experienced multiple comatosenesses during her illness.

او در طول بیماری خود دچار چندین مورد بیهوشی شد.

the doctor noted the comatosenesses in his report.

پزشک این عارضه بیهوشی را در گزارش خود یادداشت کرد.

comatosenesses can indicate severe underlying health issues.

بیهوشی می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات جدی سلامتی زمینه‌ای باشد.

after the accident, he fell into comatosenesses for several days.

پس از حادثه، او به مدت چند روز دچار بیهوشی شد.

her comatosenesses were a result of the overdose.

عارضه بیهوشی او ناشی از مصرف بیش از حد بود.

the comatosenesses observed were temporary, according to the doctors.

بر اساس گفته پزشکان، عارضه بیهوشی مشاهده شده موقتی بود.

they monitored his comatosenesses closely in the icu.

آنها با دقت وضعیت بیهوشی او را در بخش مراقبت‌های ویژه (icu) زیر نظر داشتند.

her family was worried about her repeated comatosenesses.

خانواده او نگران عودهای مکرر بیهوشی او بود.

comatosenesses can be a critical sign in emergency medicine.

بیهوشی می‌تواند یک نشانه حیاتی در طب اورژانس باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید