coma

[ایالات متحده]/ˈkəʊmə/
[بریتانیا]/ˈkoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عمیق بیهوشی؛ انحراف به شکل کما.

عبارات و ترکیب‌ها

induced coma

کما القسرى

coma scale

مقیاس کما

coma patient

بیمار مبتلا به کما

in a coma

در حالت کما

diabetic coma

کما ناشی از دیابت

جملات نمونه

as he lay in a coma the family kept vigil .

در حالی که او در حالت کما به سر می‌برد، خانواده کنار بستر او مراقبت می‌کردند.

She went into a coma after swallowing a whole bottle of sleeping pills.

او پس از بلعیدن یک بطری کامل قرص خواب، وارد حالت کما شد.

He sank into a coma after suffering a brain haemorrhage.

او پس از خونریزی مغزی وارد حالت کما شد.

The main aim of the study was to analyze their specific complications, including heart arrhythmia, pulmonary infection, hepatic coma, alienism, myocardial infaction and diabetic ketoacidosis.

هدف اصلی مطالعه تجزیه و تحلیل عوارض خاص آنها، از جمله آریتمی قلبی، عفونت ریوی، کما کبدی، مالیخولیا، انفارکتوس میوکارد و کتواسیدوز دیابتی بود.

Ergonovine test in angina with normal coronary arteries. Is it worth doing it? Coma-Canella I Castano S Macas A.

تست ارگونوین در آنژین با عروق کرونر طبیعی. آیا انجام آن ارزش دارد؟ Coma-Canella I Castano S Macas A.

The coma aberation and astigmation are rec t ified through carefully selecting the position of aperture stop and the paramete rs of the quadratic surface.

انحرافات کما و آستیگماتیسم با انتخاب دقیق موقعیت توقف دیافراگم و پارامترهای سطح درجه دو اصلاح می‌شوند.

Attending: It's also found in cerebral disorders, uremia ,and hypokalemic states .If the patient had ascites and impending coma, would you give diuril?

شرکت‌کنندگان: همچنین در اختلالات مغزی، اورمی و حالات هیپوکالمیک یافت می‌شود. اگر بیمار آسیت و کما قریب‌الوقوع داشت، آیا دیوریل به او می‌دادید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید