comestibles

[ایالات متحده]/kəˈmɛstɪbəlz/
[بریتانیا]/kəˈmɛstəblz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذا؛ مایحتاج

عبارات و ترکیب‌ها

fresh comestibles

خوراکی‌های تازه

organic comestibles

خوراکی‌های ارگانیک

local comestibles

خوراکی‌های محلی

exotic comestibles

خوراکی‌های عجیب و غریب

gourmet comestibles

خوراکی‌های خوشمزه

prepared comestibles

خوراکی‌های آماده

packaged comestibles

خوراکی‌های بسته‌بندی شده

processed comestibles

خوراکی‌های فرآوری شده

nutritious comestibles

خوراکی‌های مغذی

various comestibles

خوراکی‌های متنوع

جملات نمونه

we packed a variety of comestibles for our picnic.

ما انواع خوراکی‌ها را برای پیک‌نیک خود بسته‌بندی کردیم.

comestibles can be found at every local market.

خوراکی‌ها را می‌توان در هر بازار محلی پیدا کرد.

he enjoys sampling exotic comestibles from around the world.

او از امتحان کردن خوراکی‌های عجیب و غریب از سراسر جهان لذت می‌برد.

she has a talent for preparing delicious comestibles.

او استعداد آماده کردن خوراکی‌های خوشمزه را دارد.

comestibles must be stored properly to avoid spoilage.

برای جلوگیری از خراب شدن، خوراکی‌ها باید به درستی نگهداری شوند.

at the festival, there were many stalls selling comestibles.

در جشنواره، بسیاری از غرفه‌ها وجود داشتند که خوراکی‌ها می‌فروختند.

they offered a selection of comestibles for the guests.

آنها مجموعه‌ای از خوراکی‌ها را برای مهمانان ارائه کردند.

comestibles play a significant role in cultural celebrations.

خوراکی‌ها نقش مهمی در جشن‌های فرهنگی ایفا می‌کنند.

we should avoid wasting comestibles during the event.

ما باید از دور ریختن خوراکی‌ها در طول رویداد خودداری کنیم.

her cookbook features unique comestibles from various cuisines.

کتاب آشپزی او شامل خوراکی‌های منحصربه‌فرد از غذاهای مختلف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید