command

[ایالات متحده]/kəˈmɑːnd/
[بریتانیا]/kəˈmænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دستور دادن یا راهنمایی کردن; کنترل
vt. دستور دادن یا راهنمایی کردن; کنترل
n. دستورات داده شده; محلی که در آن دستورات داده می‌شود; عمل دادن دستورات یا کنترل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

issue a command

صدور دستور

obey commands

اطاعت از دستورات

commanding officer

فرمانده

take command

تصدی فرماندهی

command center

مرکز فرماندهی

command line

خط فرمان

command system

سیستم فرماندهی

in command

در حال فرماندهی

command prompt

خط فرمان

in command of

فرمانده...

chain of command

زنجیره فرماندهی

command post

پست فرماندهی

command module

ماژول فرماندهی

command set

مجموعه دستورات

command button

دکمه فرمان

at command

در فرمان

high command

فرماندهی ارشد

command window

پنجره فرمان

take command of

تصدی فرماندهی...

command economy

اقتصاد فرماندهی

bad command

دستور اشتباه

voice command

دستور صوتی

command signal

سیگنال فرمان

second in command

جانشین فرمانده

جملات نمونه

the command of the sea

فرمان دریا

command of the seas.

فرمان دریاها.

command headquarters; a command decision.

ستاد فرماندهی؛ تصمیم فرماندهی.

they command a majority in Parliament.

آنها اکثریت را در پارلمان در اختیار دارند.

who's in command ?.

چه کسی فرماندهی را بر عهده دارد؟

the commander of the point

فرمانده نقطه

command the men to fire

به مردان دستور شلیک دادن بدهید

take command of an army

فرمان یک ارتش را بر عهده بگیرید

a command performance for the queen

اجرای ویژه برای ملکه

the chain of command;

زنجیره فرماندهی;

command of four languages.

تسلط بر چهار زبان.

a commander of far vision.

فرمانده‌ای با دیدی دور.

the commander of a paratroop regiment.

فرمانده یک گردان چترباز.

a man of commanding presence.

مردی با حضور چشمگیر.

نمونه‌های واقعی

See? You just need the right command.

ببینید؟ شما فقط به فرمان مناسب نیاز دارید.

منبع: Friends Season 3

And nature to be commanded must be obeyed.

و طبیعت که فرمان داده شود، باید اطاعت شود.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

Vermeer demonstrates his command of perspective and foreshortening.

ورمر مهارت خود را در پرسپکتیو و پرسپکتیو نشان می‌دهد.

منبع: TED-Ed (video version)

The dogs can know over 40 commands.

سگ ها می توانند بیش از 40 فرمان را بدانند.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

Paul has a good command of Spanish.

پل تسلط خوبی به زبان اسپانیایی دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

You must guide yourself against the societal unspoken commands.

شما باید خودتان را در برابر دستورات غیر رسمی جامعه هدایت کنید.

منبع: Learning charging station

He who would lead must first command himself.

هر کس بخواهد رهبری کند، ابتدا باید خود را فرمان دهد.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

A robot vacuum cleaner that follows voice commands.

جاروبرقی رباتیک که به دستورات صوتی پاسخ می دهد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

To give you a greater command of them.

تا به شما تسلط بیشتری بر آنها بدهد.

منبع: Khan Academy Open Course: English Grammar

I would like you to record your command.

می خواهم دستور شما را ضبط کنم.

منبع: CHERNOBYL HBO

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید