commisioners

[ایالات متحده]/kəˈmɪʃənəz/
[بریتانیا]/kəˈmɪʃənɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمیسیونر (جمع: commissioners): فردی که به یک کمیسیون منصوب شده است، به ویژه یک مقام عمومی؛ یک مقام مامور به انجام وظایف خاص.

جملات نمونه

the city commissioners voted to approve the new park project.

کمیسیونرهای شهر به تصویب پروژه پارک جدید رای دادند.

county commissioners decided to increase the property tax rate.

کمیسیونرهای شهرستان تصمیم گرفتند میزان مالیات املاک را افزایش دهند.

federal commissioners announced new environmental regulations today.

کمیسیونرهای اداره امور کشور امروز قوانین محیط زیست جدیدی را اعلام کردند.

the board of commissioners rejected the proposed development plan.

هیئت کمیسیونرها پیشنهاد طرح توسعه را رد کردند.

commissioners appointed a new director for the public health department.

کمیسیونرها یک رئیس جدید برای بخش بهداشت عمومی منصوب کردند.

the commissioners meeting lasted three hours yesterday.

جلسه کمیسیونرها دیروز سه ساعت طول کشید.

state commissioners discussed the budget allocation for next year.

کمیسیونرهای اداره امور ایالت در مورد تخصیص بودجه سال آینده بحث کردند.

city commissioners approved the construction of a new bridge.

کمیسیونرهای شهر ساخت پل جدید را تأیید کردند.

the commissioners announced a public hearing for next month.

کمیسیونرها یک جلسه عمومی برای ماه آینده اعلام کردند.

county commissioners voted against the zoning change request.

کمیسیونرهای شهرستان رای مخالف درخواست تغییر تقسیم‌بندی زمین را دادند.

commissioners appointed three new members to the committee.

کمیسیونرها سه عضو جدید را به کمیته منصوب کردند.

the commissioners decided to postpone the decision until next week.

کمیسیونرها تصمیم گرفتند تصمیم را تا هفته آینده به تعویق بیندازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید